تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد

مجلات اینترنتی

 نامه های رسیده
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است


Persisch lernen!

 

كنترل جسم و روان
(یا نيل به خوشبختي و تحقق خويشتن)

روش هاي علمي عملي در دست يابي به آرامش و تمدد اعصاب
قسمت اوٌل

  مبحثي را كه شروع مي كنم، با توجه به وقتي كه در اختيار دارم، تنها يك مقدمه و يك كلي گوئي، يك آشنائي و شناخت سطحي است. اگر علاقه اي باشد مي توان اين بحث را در جلسات ديگر بسط داد و در نهايت به گفتگو در پيرامون آن نشست و از تجارب شخصي يك يك عزيزان بهره گرفت.   
تهيه و تدوين از جواد ولدان
مسئول سايت فرهنگي.علمي.سياسي ايران آزاد
متن سخنراني در انجمن فرهنگي ايرانيان هامبوررگ

31.07.2005

مقدمه
روزي ملانصرالدين جلو درب خانه اش به جستجو مشغول بود. همسايگانش مي پرسند كه چه گم كرده است؟ وي مي گويد، به دنبال كليدش است. سپس از او مي خواهند دقيقتر محل گم شدن كليد را نشان دهد تا آنها نيز در يافتن آن به وي كمك كنند. ملٌا جواب مي دهد، در خانه كليدش را گم كرده است. مردم حيرت زده مي پرسند، پس چرا در اينجا به دنبال كليدش مي گردد. او پاسخ مي دهد: زيرا كه اينجا به اندازهء كافي هوا روشن و اما خانه تاريك است.

ما به اين رفتار ملا مي خنديم، اما اگر در رفتار روزمرهء خود دقيق شويم، مي بينيم كه رفتار ملانصرالدين را خود در زندگي روزمره چندين بار بكار بسته و تكرار مي كنيم. مثلا وقتي كه در آشپزخانه دستمان را مي سوزانيم و به فرزندمان بد و بيراه مي گوئيم كه چون او زياد حرف زد و حواسمان را پرت كرد، دستمان را سوزانديم. يا زماني كه به گذشتهء زندگي خود مي نگريم و افسوس مي خوريم كه شوهرم مرا بدبخت كرد. يا به هنگام آشنائي با همسر آينده خود از او طلب مي كنيم كه ما را خوشبخت كند، يا زماني كه مي گوئيم فلان شخص ما را عصباني كرد. تمامي اين مثالها و مثالهاي بيشمار ديگر نشان مي دهند، كه يك يك ما هم مثل ملانصرالدين به دنبال راه حل مسائل خود در جاي غلط هستيم. كه يك يك ما حاضر نيستيم مسئوليت اعمال خود را خود بپذيريم.

و به همين دليل هست - اگر دقيقا تفكر كنيم مي بينيم - كه در ميدان سياسي اگر نظامي بر سر كار است كه با خرافات، با زور گوئي و با اتكا بر مفاتح الجنان مشغول حل مشكلات كشور است، در واقع يك يك ما مسئول هستيم. چه اگر مظلومي نباشد ظالمي وجود نخواهد داشت. و مظلوم بيشتر از ظالم مقصر است. و بدين لحاظ است كه من معتقدم راه حل ريشه اي مسائل ايران در عمليات نظامي و يا سياسي نيست بلكه مشكلات اساسي ايران مشكلات فرهنگي است، يعني مشكلاتي كه حل آنها به دست من و تو است. اگر علاقه اي باشد مي توانم در آينده اين موضوع را بيشتر باز كنم كه چرا به نظر من، كار فرهنگي در شرايط امروز ايران ضروري تر از كار سياسي است.  

ورود به مطلب
با يادگيري و شناخت نيروهائي كه در يك يك ما موجودند، و آماده اند كه توسط ما كشف گردند و با آشنائي با روش هاي علمي عملي در دست يابي به آرامش و تمدد اعصاب مي آموزيم كه كنترل ما، كنترل بدنمان، كنترل روح و روانمان و كنترل اعمالمان به دست خودمان باشد. با شناخت اين نيروها و با آموختن اين روش ها ديگر علي آقا و كبرا خانم ما را عصباني نمي كنند بلكه اين ما هستيم كه از گفته هاي علي آقا و كبرا خانم عصباني مي شويم و اين ما هستيم كه مي توانيم ياد بگيريم كه از دست محيط پيرامون خود عصباني نشويم. اين ما هستيم كه مي توانيم ياد بگيريم كه كنترل مان به دست خودمان باشد. يعني از اين به بعد و بعد از شناخت و قبول مباحث ياد شده مي بايست نه تنها در اعمال و رفتار بلكه در صحبت و نخوهء گفتارمان هم تغييراتي حاصل شود.
سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد
گوهري كز صدف كون و مكان بيرون است طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد

هر تغييري از خود شخص شروع مي شود. ما ديگران را نمي توانيم عوض كنيم، محيط و اطراف خويش را نمي توانيم مستقيم تغيير دهيم. اما مي توانيم خود را تغيير دهيم، اگر بخواهيم. و اما حل معما و راه حل هر تغييري در همينجاست. با تغيير خود مي توان بر محيط اثر كرد، با عوض كردن خود مي توان بر افراد تاثير گذاشت و يا اينكه محيط و افراد غير قابل تغيير، محيط و افرادي را كه مانع از رشد من مي شوند و انحطاط مرا به دنبال مي آورند ترك نمود.

براي تغيير، براي رشد، رشد شخصيٌت، براي تحقق خويش بايد به نيروهائي كه در يك يك ما وجود دارند توجه نمود، اين نيروها را درك كرد و وجود آنها را در خود لمس نمود، پرورش داد و از آنها حداكثر بهره را گرفت. با شناخت و بهره گيري از اين نيروها و با ابزاري كه در پائين نام خواهم برد، مي توان به يك هدف والا كه رشد، رشد شخصيت و تحقق خود مي باشد دست يافت.

نيروهاي دروني كه در انتظار اكتشاف و بهره گيري هستند

اين نيروها عبارتند از:
1.                  نيروي اعتقاد به خويش، اعتماد به نفس
2.                 نيروئي كه از ضمير ناخودآگاه نشئت مي گيرد
3.                 
قدرت تمركز حواس
4.                 
قدرت سرسختي، مقاومت و پايداري
5.                 
قدرت بي قدرتي و عدم كاربرد نيرو

1. نيروي اعتقاد به خويش، اعتماد به نفس
بسياري از اوقات و غالبا بيش از خود به ديگران اعتقاد مي آوريم، به ديگران اعتماد مي كنيم. و بدين طريق احساسات خود، عقل و شعور و درك خويش را، آموخته ها و تجارب خود را نديد مي گيريم. خود را نفي مي كنيم. در اينگونه مواقع اين مثلها مصداق مي يابد كه مرغ همسايه غاز است، يا موش همسايه دمش دراز است. از طريق اعتماد و اعتقاد به ديگران به دنبال انگيزه هائي براي اعمال خود مي گرديم. و توجه نداريم كه اين نيرو، يعني نيروي اعتقاد و اعتماد به ديگران، تنها قدرت و نيروئي است دست دوم. نيروئي است كه هر لحظه مي تواند ما را در فشار و مضيقه بگذارد. نيروئي است كه ما را به ديگران وابسته و محتاج نگاه مي دارد. من مي بايست از خود بپرسم، آيا بهتر نيست كه اعتقاد به خويش و اعتماد به نفس خويش را يافته و تمامي قدرت و نيروي آن را در جهت رشد، رشد مادي و معنوي، و تحقق خويش و اهداف خود بكار برم و بجاي آن از نيروي دست دوم يعني اعتقاد و اعتماد به ديگران، كه مرا وابسته و نيازمند نگاه مي دارد، اجتناب ورزم.

2. نيروئي كه از ضمير ناخودآگاه نشئت مي گيرد
همگي مي دانيم كه چيزي بعنوان ضمير ناخودآگاه موجود است. چنين گفته مي شود كه در آنجا، در ضمير ناخودآگاه، همهء ناملايمات، نامطلوبات، بديها و تجارب تلخ و منفي را طرد و سركوب كرده ايم. و تنها يك روانكاو متخصص - مسلما با يك دستمزد خوب مي تواند آنها را روشن، مرئي و قابل دسترس گرداند. از شما مي پرسم هنوز وقت آن نرسيده است، براي يكبار هم كه شده به امكانات كاملا ساده اي كه در اختيار داريم توجه كنيم و بدون كمك سومي، بدون نياز به بيگانه بهترين ها را با ضمير ناخودآگاه خويش انجام دهيم.

3. قدرت تمركز حواس
چندين بار تا كنون اين اخطار را شنيده ايم كه، حواست را جمع كن، تمركز داشته باش؟ اما آيا تا كنون كسي به ما توضيح داده است كه تمركز حواس در واقع چيست و چگونه ما آنرا مي آموزيم؟
اگر ديگري اين را به ما نمي آموزد، نمي بايست خود علاقمند باشيم؟ شايد كه در اين راه به كشف استعدادها و توانائي هائي نائل آئيم كه تا به حال محال و امكان ناپذير مي نمود.

4. قدرت سرسختي، مقاومت و پايداري (من آنرا نيروي پوست كلفتي مثبت مي نامم)
بارها بهترين اهداف و رؤياهاي ما به شكست مواجه گرديده اند، زيرا كه در ميانه راه و پيش از موعد به ادامهء زحمات و تلاش هاي خويش پايان داده ايم. ناگهان شهامت ادامه دادن از ما سلب مي شود، يا ديگر علاقه اي به ادامهء كوششهاي خويش در جهت نيل به هدف در ما نمي ماند. و يا شايد براي ما چيز ديگري با اهميت تر جلوه مي كند. آيا اينكار را با وجد و شور اوليه آغاز كرده ايم كه با از راه رسيدن اولين دشواريها و دست اندازها آن هدف را با هدفي ديگر، كه ظاهرا جذابتر به نظر مي آيد، تعويض كنيم؟ اگر چه بدون ترديد مي دانيم كه تنها يك آرزوي به تحقق رسيده آدمي را هزار بار خوشبخت تر مي گرداند تا خواب و رؤيائي كه يكصد برابر جالبتر و جذابتر به نظر مي آيد و ما قادر به تحقق آن نيستيم، و يا تنها به شكل نيمه كاره توان تحقق آن را داريم.

5. قدرت بي قدرتي و عدم كاربرد نيرو
اكثريت ما با اين اعتقاد بزرگ شده ايم كه اراده، قاطعيت، شهامت و قدرت نفوذ بر ديگري موفقيت و به همراه آن خوشبختي يك انسان را تعيين مي نمايد. تمامي اين خصوصيات مديون كاربرد نيرو، مبارزه، خشونت و مقاومت هستند و آنها را شدت مي دهند. تفكر در بارهء آلترناتيوهائي براي اينها مقرون به صرفه خواهد بود. آلترناتيوهائي كه شايد قدرت، هيبت و اهميت بيشتر از آنچه ما تا كنون تحت عنوان نيرو مي شناختيم، دارند.

روش هاي علمي عملي در دست يابي به آرامش و تمدد اعصاب

اينك با آشنائي با روش هاي علمي عملي در دست يابي به آرامش و تمدد اعصاببرخي از ابزاري كه ما را در تغيير، رشد و تحقق خويشتن ياري مي دهند، بررسي مي كنيم.

گفتيم كه اساس هر تغييري در درون ما نهفته است و اما هر تغييري تنها با تمدد اعصاب، با آرامش، آرامش دروني، با خونسردي و با متانت عملي مي گردد.

براي دستيابي به متانت و آرامش دروني، براي احراز آرامش و تمدد اعصاب مي توان از متدهاي متداول علمي عملي زير بهره گرفت.
-                     حولهء داغ
-                     خميازه كشيده و دهن درٌه كردن: چانه را كاملا شل مي كنيم و به پائين مي اندازيم. و با دهان كاملا باز نفس مي كشيم. وجود اكسيژن بيش از حد در خون و عضلات باعث آرامش و تمدد اعصاب مي گردد.
-                     Qigong-Atmung: تنفس عميق: همانند بالون شكم و ناحيه شكم را باد مي كنيم.
-                     تنفس عميق به روش هاي مختلف از جمله به روش: سه، يك، سه، يك. بدين صورت كه در سه شماره يا در سه ثانيه با شكم نفس عميق مي كشيم به شكلي كه شكم كاملا باد گردد. در يك شماره يا يك ثانيه نفس را نگاه مي داريم. در سه شماره يا سه ثانيه نفس را باز مي دميم و شكم را كاملا از هوا خالي مي كنيم به شكلي كه شكم به پشت بچسبد. و در يك شماره و يا يك ثانيه شكم را به همان حال نگاه مي داريم و نفس نمي كشيم. اين كار را چندين بار ادامه مي دهيم.
-                     Yoga: در يكهزار و پانصد سال پيش در هند رواج يافت (اگر علاقه اي باشد در جلسات ديگر به توضيح و تشريح كامل آن و اجراي چند تمرين مي پردازم).
-                     Meditation: قدمتي پنج هزار ساله دارد و از چين مي آيد ( همچنين در اين مورد نيز مي توان، اگر علاقه اي باشد، در جلسات ديگر به توضيح و تشريح كامل و اجراي يكي دو تمرين پرداخت).
-                     PMR: progressive Muskelentspannung, progressive Muskelrelaxation: اين روش مبتني بر توجه كنتراست در آرامش و انبساط عضلات و عدم آرامش و انقباض آنها مي باشد. بدين صورت كه عضلات يك ناحيه از بدن را براي مدتي مثلا چند ثانيه كاملا منقبض نگاه مي داريم و بعد آنها را منبسط و شل كرده و تفاوت اين دو حالت را با خودآگاهي توجه مي كنيم و لذت مي بريم. اين روش در سال 1964 بوسيله ادموند ياكوبسون كه در سالهاي 1885 تا 1976 مي زيسته است، ابداع گرديد. او مي گفت: يك روان عصبي نمي تواند در يك جسم آرام و با عضلات انبساط يافته وجود داشته باشد. اين گفته به زباني همان گفتهء معروف ما ايرانيان عقل سالم در بدن سالم است (در اين مورد نيز اگر علاقه اي باشد، در جلسات ديگر به توضيح و تمرين عملي مي پردازم.)
-                     تلقين: تلقين خودي و تلقين غريبه:Selbstsuggetion und Fremdsuggetion؛ فكر مي كنم همه ما تاثيرات عميق تلقين را، چه تلقين خودي و چه تلقين غريبه، با پوست و گوشت لمس كرده ايم. پدري كه سالهاي سال از كودكي فرزند خود به وي بارها و بارها گوشزد مي كند كه تو تو زندگيت هيچي نمي شي يا دم به دم به او مرتيكهء حمال اطلاق مي كند نبايد تعجب كند كه واقعا روزي فرزندش فردي عاطل و باطل، غير مسئول و بيكاره گردد.

استفاده از اين روش در پزشكي و روانپزشكي براي معالجهء بيماران رواج فراوان دارد. مثلا به بيماراني كه از هيپوخوندريا رنج مي برند و همواره خود را بيمار مي دانند و طلب قرص مي كنند قرصهائي مي دهند كه در واقع قرص نيستند و هيچگونه اثر شيميائي داروئي ندارند
Placeboeffekt
-                     Hypnosetherapie به عنوان يك روش كارآمد از Fremdsuggetion
-                     Biofeedback
-                      integrative Entspannungstherapie
-                      funktionelle Entspannung nach Marianne Fuchs
-                     Autogenes Training به معني تمرين براي اتوماتيك وار، تمرين به منظور شرطي شدن برخي از اعمال بدن، تمرين در دست يابي كنترل بر خود مي باشد. من آنرا تمرينات خود كنترلي مي نامم.

  همچنان كه نرمش و ورزش براي جسم لازم است، AT نيز تمريني است براي روح و روان. از آنجا كه چندين هفته براي آموزش عملي و حس تاثيرات AT وقت لازم است، اين روش روشي است براي جلوگيري از ظهور بيماريها، و آنرا بعنوان تدابير اورژانسي نمي توان بكار بست. كساني كه از بيماريهاي قلبي، آسم و يا صرع رنج مي برند مي بايست قبلا با دكتر خود مشورت كنند.
اين روش روشي است كه بر نيروي خود مداوائي بدن
Selbstheilungskraft متكي است. بدين معني كه با استفاده از قدرت تلقين، با بهره گيري از نيروي تخيل و فانتازي، از نيروي تصور، نيروي خود مداوائي بدن را به فعاليت وا مي داريم. با اتكا به نيروي تصور و فانتازي بدن را به معالجهء خود وا مي داريم.
سلامتي انسان هنگامي ممكن است كه جسم و روان در يك هارموني و هماهنگي بسر برند.
از AT چه توقعاتي مي توان داشت: بهبودي تمركز حواس، تاثيرات در فشار خون (چه آنها كه از فشار خون بالا رنج مي برند و چه آنها كه به كمي فشار خون مبتلا هستند). آرامش و تمدد اعصاب، غالب آمدن برخي از ترسها، غالب آمدن بر افسردگي، كارآئي بالا و راندمان بهتر، كنترل بر خود و افزايش كيفيت زندگي. اين تمرين را به تنهائي و يا در كورس هاي گروهي، بطرز نشسته و يا به حالت دراز كشيده و اما عموما در هر حال مي توان ياد گرفت و انجام داد. بهتر آن است كه اين تمرينات را در حالت عادي و نشسته بياموزيم و عمل كنيم تا همواره و در هر حال و مواقع در روزمره و با وجود ديگران هم بتوانيم آن را بكار بنديم. مدت زماني تمرين بين پنج تا ده دقيقه بسيار مناسب خواهد بود. در ابتدا تعداد دفعات تمرين سه يا چهار بار در روز مفيد است. بديهي است كه هر چه تعداد دفعات تمرين زيادتر باشد، زودتر و بهتر مي توان به نتايج مثبت مذكور دست يافت. بويژه در ابتدا داشتن ديسيلين در اجراي تمرينات به موقع و سر وقت در دسترسي سريع به نتايج دلخواه بسيار مؤثر خواهد افتاد.
براي افرادي كه به اين تمرينات ابتدائي آشنا بوده و توان اجراي موفقيت آميز آنها را داشته باشند، كلاس ها و دوره هاي پيشرفته تر در نظر گرفته مي شود. علاقمندان در كورس هاي پيشرفته آموزش مي بيند كه رنگها را تصور نمايند و بعد از آن مناظر پيچيده تر كه موجبات آرامش، خوشبختي و لذت روحي را فراهم مي آورند. مثلا يك منظرهء كوهستاني كه خود انسان به كوهنوردي اشتغال مي ورزد و از آب و هواي تميز و دلكش لذت مي برد و يا يك دريا و يا درياچه كه خودش بدان وارد مي شود و از مناظر و مخازن زير دريا به وجد مي آيد، ماهيان و آبزيان را تماشا مي كند و ... (تصور مواقع و مناظري كه خاطرات خوش و دلچسبي از آنها به ياد ما مانده است بسيار مفيد خواهد بود) .
تمرين عملي AT براي مبتديان:
اين تمرين را مي توان در حالات مختلف نشسته و دراز كشيده بر سطح زمين و يا تخت انجام داد. همانطور كه گفتم بهتر آن است كه از ابتدا اين تمرين را در حالت نشسته بياموزيم و تكرار كنيم تا بتوانيم در همه مواقع روزمره و همه اماكن آنرا بكار گيريم. به هنگام تمرين بهتر است كه لباسي راحت پوشيده و در مدت پنج تا ده دقيقه اي كه به اين تمرين اشتغال داريم از محيط خود بريده و از مزاحمت پيرامون خود بر حذر باشيم. يعني تلفنهاي همراه را خاموش كنيم، به زنگ در و محيط خود بي توجه شويم. محيط آرام و بي سر و صدائي را انتخاب كنيم و تمرين را شروع كنيم.
توجه داشته باشيد كه بعد از اتمام تمرين سعي مي كنيم با ملايمت و تانٌي به حال عادي باز گرديم. يعني ابتدا چشمان را گشوده و دقايقي در جاي خود آرام مي گيريم. بلافاصله با شتاب بر نمي خيزيم و سعي مي كنيم با حركات بدن و دستها به شكل كش قوس فشار خون خود را دوباره به حال عادي باز گردانيم. با گفتگو از تجربيات خود و گوش دادن به تجربيات ديگران خود و ديگران را ياري دهيم تا دانسته ها و تجربيات جديدي بياندوزيم.
براي شروع در قسمت جلو و لبهء صندلي قرار مي گيريم. سعي مي كنيم كمر و پشت و گردن و سر در يك امتداد قرار گيرند و بعد قسمت بالا تنه بدن را كمي خم كرده و به حالت يك درشكه چي مي نشينيم. يعني پاها را به اندازه عرض شانه از يكديگر باز كرده و دستها را از ناحيه آرنج بر روي زانوان قرار مي دهيم. سعي مي كنيم كه كاملا راحت در جاي خود قرار گرفته و بدون دغدغهء خاطر و با آرامش هر چه بيشتر تمرين را آغاز كنيم. در ابتدا با چندين تنفس عميق سعي مي كنيم حضورمان را از اطراف بريده و به درون خود بخزيم. با هر نفس عميقي كه مي كشيم از محيط خود بيشتر و بيشتر مي بريم و حواس خود را متمركز خود و جسم خود مي كنيم. وجود و ظهور افكار را مي پذيريم و با بي توجهي به آنها، آنها را همچون تصاويري بر پردهء سينما از ذهن و مخيلهء خود عبور مي دهيم. افكار مختلف مي آيند و مي روند و اما ما با بي توجهي بدانها، آنها را همچون جريان آبي از ذهن خود عبور مي دهيم و با متانت آنها را ناظر مي شويم.


سپس چشمان خود را بسته و جملات زير را چندين بار در ذهن خود تصوير و تكرار مي كنيم:
-                      من كاملا آرام هستم و آرامش دارم
-                      هر چه اتفاق مي افتد، خوب است
-                      دست راست من كاملا سنگين است و عضلات كاملا منبسط ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات دست راست مي كنيم كه كاملا سنگين مي شوند)
-                      دست چپ من كاملا سنگين است و عضلات كاملا منبسط ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات دست چپ مي كنيم كه كاملا سنگين مي شوند)
-                      پاي راست من كاملا سنگين است و عضلات كاملا منبسط ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات پاي راست مي كنيم كه كاملا سنگين مي شوند)
-                      پاي چپ من كاملا سنگين است و عضلات كاملا منبسط ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات پاي چپ مي كنيم كه كاملا سنگين مي شوند)
-                      دست راست من به شكل مطبوعي گرم است ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات دست راست مي كنيم كه گرم و گرمتر مي شوند)
-                      دست چپ من به شكل مطبوعي گرم است ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات دست چپ مي كنيم كه گرم و گرمتر مي شوند)
-                      پاي راست من به شكل مطبوعي گرم است ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات پاي راست مي كنيم كه گرم و گرمتر مي شوند)
-                      پاي چپ من به شكل مطبوعي گرم است ( و همزمان حواسمان را متمركز عضلات پاي چپ مي كنيم كه گرم و گرمتر مي شوند)
-                      قلب من مرتب مي زند و كاملا آرام است ( و همزمان حواسمان را متمركز قلب مي كنيم كه اتوماتيك وار و مرتب و آرام مي زند.
-                      نفس من كاملا آرام و مرتب است ( و همزمان حواسمان را متمركز نفس خويش مي كنيم كه خود بخود و اتوماتيك وار ادامه دارد)
-                      حد فاصلهء ميان قفسهء سينه و شكم به شكل مطبوعي گرم است ( و همزمان حواسمان را متمركز اين ناحيه مي كنيم و گرما و تابش آنرا حس مي كنيم)
-                      عضلات شكم و قفسه سينه كاملا منبسط هستند و آرام ( و همزمان حواسمان را متمركز اين ناحيه مي كنيم و گرما و تابش آنرا حس مي كنيم)
-                      عضلات باسن، پشت و كمر كاملا منبسط هستند و آرام ( و همزمان حواسمان را متمركز اين ناحيه مي كنيم و گرما و تابش آنرا حس مي كنيم)
-                      عضلات گردن و سر كاملا منبسط هستند و آرام ( و همزمان حواسمان را متمركز اين ناحيه مي كنيم و گرما و تابش آنرا حس مي كنيم)
-                      پيشاني من به شكل مطبوعي خنك است ( و همزمان حواسمان را متمركز سر و پيشاني مي كنيم كه كاملا آزاد است)
-                      عضلات صورت و چشمها كاملا منبسط هستند ( و همزمان حواسمان را متمركز اين ناحيه مي كنيم و گرما و تابش آنرا حس مي كنيم)
-                     در زير آفتاب گرم و دلچسب كنار دريا دراز كشيده ام، كاملا آرام، كاملا خوشبخت و با چشماني بسته امواج خوش دريا را مي شنوم.    

به اميد پيروزي نور بر ظلمت

ادامه دارد ...

ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad 2002-2006
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

Januar 2006

تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد
اخبار روز و وقايع ايران
سخن درد و درد سخن


كنترل جسم و روان
(یا نيل به خوشبختي و تحقق خويشتن)

قسمت دوٌم