تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد

مجلات اینترنتی

 نامه های رسیده
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است


Persisch lernen!

 

كنترل جسم و روان
(یا نيل به خوشبختي و تحقق خويشتن)

روش هاي علمي عملي در دست يابي به آرامش و تمدد اعصاب

قسمت دوٌم

مبحثي را كه دنبال مي كنم، ادامهء قسمت اوٌل مي باشد. در قسمت اوٌل تنها به يك مقدمه و يك كلي گوئي، يك آشنائي و شناخت سطحي دست زدم و تنها يكي از روشها، AT را براي مبتديان، آغاز كرديم و به شرح كامل آن همراه با يك تمرين عملي پرداختم. در اين قسمت معرفي عميق تر نيروهاي دروني را آغاز مي كنم، و نيز آشنائي با چندين تكنيك را.
از جواد ولدان
مسئول سايت فرهنگي.علمي.سياسي ايران آزاد
دسامبر 2005


در قسمت اول اين مبحث گفتم كه نيروهاي دروني كه در انتظار اكتشاف و بهره گيري هستند
عبارتند از

1.                  نيروي اعتقاد به خويش، اعتماد به نفس
2.                 نيروئي كه از ضمير ناخودآگاه نشئت مي گيرد
3.                 
قدرت تمركز حواس
4.                 
قدرت سرسختي، مقاومت و پايداري
5.                 
قدرت بي قدرتي و عدم كاربرد نيرو

آنچه كه در ابتدا مي بايست در مورد استفاده از نيروها بدانيد

اين مبحث يك درس علمي عملي است كه با ارائه تئوري بر پشتوانهء علمي نيل عملي در تغيير زندگي خود را هدف قرار داده است. با فراگيري اين مطالب و كاربرد تمرينات عملي مي توانيد گام به گام مواردي را، كه شايد هميشه خواهان تغيير آن بوده ايد و اما شهامت و قدرت آن را در خود نمي يافتيد، در زندگي خود تغيير دهيد.

دو علت باعث مي شود بسياري از انسانها را از تصميم مصمم و آغاز به اين تغييرات باز دارد:

  • اول اينكه اين دسته از مردم به خود مي گويند يا بهتر بگويم تلقين مي كنند: آنچنان گرفتارم و مشغله هاي گوناگون دارم كه وقتي براي خودم باقي نمي ماند.
  • آنها نمي دانند، چگونه به آغاز تربيت و پرورش خويش تن در دهند، تربيت و پرورشي كه جهان پيرامون و اطرافيان تا كنون از آنها دريغ داشته است: تربيت و پرورش به منظور دستيابي به خودآگاهي و توليد يك شهروند منتقد و بله قريان نگو. شهروندي كه خود بداند چه مي خواهد و چگونه مي تواند آنرا به چنگ آورد.

من بتدريج و در قسمت هاي آتي اين مبحث به تعميق روش هاي علمي عملي در دستيابي به آرامش و تمدد اعصاب مي پردازم. اين روشها همراه با آموزش عملي و كاربرد تكنيك هائي كه اينك نام مي برم اساس بهره مندي از نيروهاي مذكور در بالا به منظور كنترل خود و تحقق خويشتن مي باشند.

چند تكنيك

تنفس عميق و خودآگاه را ياد بگيريد

  • اين تكنيك ساده يعني نيل به آرامش و متانت و حفظ آن، اساس اعمال نفوذ و تاثيرگذاري بر خود است. در تداوم و ادامهء آن، با يك گام مثبت ديگر مي توانيد از قدرت تفكر بهره گيريد. بعد از اينكه به آرامش خود دست يافتيد، از افكارتان بعنوان موتور رفتار و اعمال خويش بهره گيريد.
  • مي توانيد از فرمول استفاده كنيد و يا از تخيل، تصور و فانتازي
  • همه چيزهائي را كه خواهان آموزش آن هستيد، ويژه خودتان تغيير دهيد، همانند يك جامه براي شخص خودتان الگو برداريد، برش دهيد و بدوزيد.

تشريح نيروها

اينك نيروهائي را، كه در قسمت نخست اين مبحث، به ارائه توضيح كوتاهي براي آنها بسنده كردم، به تفصيل تشريح مي كنم.

1. نيروي اعتقاد به خويش، اعتماد به نفس

براي بسياري از مردم واژه هاي اعتقاد و اعتماد ارزش واقعي خود را از دست داده اند. بسياري از اوقات مي شنويم من اعتقادي به سياست، به دولت، به مسجد و مذهب و كليسا ندارم. واقعا هم كه اين مراجع نه يكبار بلكه به كرات ما را مايوس و از اعتمادمان سوء استفاده كرده اند.

ما از قول هاي مكرر و بدون عمل بي اعتماد گشته ايم. اما آيا براي يكبار هم كه شده به اين فكر افتاده ايم كه آلترناتيوي در مقابل اعتماد و اعتقاد به ديگران بتراشيم.


آلترناتيو ايمان و اعتماد به خويش را همچون مجسمه اي از سنگ بتراشيم، بيابيم و پرورش دهيم.


در اين زمان كه تاثير و تحميق توده ها از طريق رسانه هاي جمعي و ديگران به نحو بارز تكامل يافته، شاهد آنيم كه همه تنها بدان علاقمندند كه ما را ساده و نحيف، ناتوان و وابستهء به خود نگاه دارند. با چه انگيزه؟ بدين منظور كه بسان غريقان كشتي شكسته در جستجوي روزنهء اميدي باشيم كه آنها به ما عرضه مي دارند.

هر چه ما بيشتر از اينگونه عرضه ها، از اينگونه به اصطلاح كمكها مدد بگيريم، چون فكر مي كنيم كه خودمان توان كمك به خودمان را نداريم، وابستگيمان به اين مددكاران فزوني مي يابد. داخل پرانتز كوتاه به صحراي كربلا مي زنم و فقط يك جمله بگويم كه غرب، استعمار و استثمار هم در ابتدا به نام كمك و كمك رساني به جهان سوم وارد شد، اما در گامهاي بعد به چپاول نفت و دخائر زيرزميني ... .

هر چه ما بيشتر و بيشتر حل مشكلاتمان را به ديگران واگذاريم، اعتماد و اعتقاد به خودمان بيشتر و بيشتر نزول مي يابد.

و اما اعتماد و ايمان به خويش به چه معناست؟

اعتقاد و اعتماد به خود بدين مفهوم است كه ما به خودمان بيشتر از ديگري اعتقاد و ايمان داشته باشيم و هر چه را كه آغاز مي كنيم با اين تفكر شروع گردد: من مي توانم. اعتماد به خود از خالص ترين خودخواهي ها است كه اما با احساس گناه همراه نباشد.

آيا اين عاقلانه نيست كه تمامي نيروي خويش را در نيل به اهداف خود بكار بنديم، بجاي آنكه نيمي از اين نيرو را در شك و ترديد و ترسها مضمحل كنيم، آنچه كه بيش از هر چيز ديگران را، اين به اصطلاح دوستان و رقبا را خوشحال مي نمايد.

همگي ما با كلمات قصار و ضرب المثل ها، اين دست آوردهاي پر بهاي نياكانمان، آشنائي داريم. جملات و واژه هائي از اين قبيل را مي شناسيم كه اعتقاد كوهها را از جا مي كند يا هرچه كه آدمي به شدت آرزو كند، همان نيز رخ مي دهد. شما چه فكر مي كنيد، آيا اينها تنها كلمات تو خالي و دهن پر كن مي باشند، يا آيا واقعا حقيقتي را بيان مي كنند؟

  هنگاميكه از اعتقاد گفتگو مي كنيم، غالبا مي انديشيم، كه آن چيزي است كه آدمي آن را دارد يا ندارد. به ما گفته اند كه ايمان بويژه هنگامي بكار مي آيد كه دامنهء كاربرد و تاثير تفكر به انتها رسد، و فكر عليل و ناتوان همانند چهارپائي در گل فرو رود. بنابر اين محتواي اعتقاد مي بايستي مجرٌد و انتزاعي باشد. چند مثال:

من به يك آيندهء بهتر ايمان دارم.

من به موجوديت خدا اعتقاد دارم.

من به زندگي پس از مرگ معتقدم.

اين تصورات از اين نقطه حركت مي كنند، كه ما با افكار و انديشه مان بندرت توان تاثيرگذاري بر ايمان و اعتقاد را داريم. بر اين اساس ايمان چيزي است، كه تاثيري بر موجوديت آن نداريم. يا آنرا داريم يا آنرا نداريم. اكثريت چنين مي پندارد كه ايمان را نمي توان با تمرين و ممارست بدست آورد.

براي ما پرورش ماهيچه ها و اندام، تمرين و پرورش حافظه و يا پرورش توانائي هائي از قبيل ماشين نويسي بديهي جلوه مي نمايد. پس چرا نيروي ايمان و اعتماد به خويشتن خويش را نتوان پرورش داد؟

در اينجا آنچه را كه تا كنون در ارتباط با واژهء ايمان و اعتقاد گفته و مد نظرم بوده است در جملات زير خلاصه مي نمايم:

        اعتقاد داشتن و يا اعتقاد نداشتن با افكار و قدرت تصور آغاز مي گردد. توانائي داشتن اين تصور كه يك چيز براي من عملي است، نخستين گام در راه ايمان يافتن به من مي توانم است.

        عدم توانائي من در تصور يك چيز مي تواند بدان مفهوم باشد كه من ابدا خواهان تصور آن نيستم. شايد تنها در جستجوي يك عذر و بهانه ام، زيرا كه از هدف خود و مشكلاتي كه به آن وابسته اند، ترس دارم.

        ايمان به چيزي، كه از وجود آن من مطمئن نيستم، آمادگي خطر و ريسك كردن را طلب مي نمايد.

        و عاقبت اينكه عناصر ديگري هم مانند تجربه نقش بازي مي كند. اگر تا كنون با يك چيز يا يك شخص و يا با شخص خودم تجربهء خوبي اندوخته باشم، دست به خطر زدن و ريسك بسيار ساده تر جلوه مي نمايد.

اكنون براي شنونده يا خوانندهء علاقمند اين سؤال پيش مي آيد كه چطور ايمان و اعتقاد به خويش را پرورش و شدت بخشم.

جواب چنين است: نخستين گام: در لحظهء اخذ يك تصميم افكارتان را براي من به خودم ايمان دارم مهيا سازيد.

زيرا من ايمان دارم كه توانائي انجام اينكار را دارم مقدمهء هر قدم ديگري است كه براي تحقق يك آرزو ضرورت دارد.

اما اگر به خود بگويم، مطمئن نيستم كه بتوانم اينكار را انجام دهم، هيچگاه هم فعالانه بدان نخواهم انديشيد كه چگونه مي توان اينكار را عملي نمود.

اما هنگاميكه به خود بگويم، ايمان دارم كه از عهدهء انجام اينكار بر مي آيم، آنگاه گام بعدي كاملا بديهي و واضح مي نمايد. يعني قدم بعدي آن است كه بهترين راه براي نيل به هدف جستجو كرده و آنرا به تحقق برسانم.

در لحظهء تصميگيري هنگامي مي توان اساس افكار را به من به خودم ايمان دارم يا من مي توانم بر پا نهاد كه در وقت آن تصميم به خودآگاهي وقوف داشته باشيم.

اكثريت انسانها به اين كار تن در نمي دهند. آنها بدان عادت كرده اند، بدون انديشيدن و از يك موضع اساسي آموخته شده به اخذ يك تصميم روي آورند.

چندي از اين مواضع آموخته شده چنين است:

   بهتر آنكه دست به عمل نزنيم تا اينكه يك كار غلط از ما سر بزند.

   آنچه را كه نمي شناسم، ريسك هم نمي كنم.

   اگر به چيزي اطمينان كامل ندارم، بهتر آن كه از انجام آن امتناع ورزم.

   آنچه كه تا كنون موفق به انجام آن نگرديده ام، در آينده هم موفق به انجام آن نخواهم بود.

   من به آنچه كه دارم قانع هستم. چرا مي بايست دست به خطر بزنم؟

تمامي اينها استدلالات شك و ترديد و عدم اعتقاد هستند. از دوران كودكي تا كنون اينها را روز به روز و بارها و بارها همواره تكرار نموده ايم تا اينكه اكنون به نحوي مسلم، طبيعي و اتوماتيك وار رخ مي نمايند.

اينها استدلالات تسليم و نااميدي و انجماد در حال مي باشند.

هر كس كه خواهان ترقي در زندگي است، مي بايست خود را از اينگونه استدلالات آزاد نمايد، بدينوسيله كه افكار خويش را كاملا خودآگاه در يك جهت كنترل نمايد. در سمت آيندهء موفقيت آميز. و بدين طريق كه:

اين افكار مثبت را بطور مرتب تمرين دهد و

در لحظهء تصميمگيري به درون خود بخزد، به خود توجه كند و بگويد: ايست. جهت من اين است: من به خودم اعتقاد دارم. من مي توانم. هيچ چيز ديگري به جز اين مورد قبول من نيست. و بويژه قبل از هر چيز ديگر نمي خواهم خودم را با بهانه ها و جوابهاي خوش ظاهر فريب دهم.

تمرين و پرورش افكار مثبت بدين مفهوم است، كه ما ايمان و اعتقاد به خويشتن را دقيقا به همان نحو پرورش و شدت بخشيم كه يك مشت زن قدرت عكس العمل و نيروي عضلات بازوان خويش را تمرين مي دهد، هنگاميكه روزانه بارها و بارها با كيسهء شني و ابزار ديگر به مشت زني و تمرين استقامت تن مي دهد.

  تمرينات فكري و انديشه نيازي به سرمايه گذاري مادي ندارد. براي اينگونه تمرينات تنها مي بايست سه بار در روز گوشهء دنج و آرامي را بيابيم، به متانت، آرامش و خونسردي خود دست يابيم و به انجام چند تنفس آرام بپردازيم. سپس چشمان خويش را ببنديم و بيست تا سي بار چنين بينديشيم: هر چه را كه نيت كنم، به انجام آن نيز قادرم. من به خودم ايمان دارم. بي تفاوت از اينكه چه پيش آيد.

  يكبار هم كه شده سعي كنيد در تمامي روزهاي هفتهء آينده بدين كار اشتغال ورزيد. به به گفتن و تنها تائيد روش و گفتار بالا دردي را از شما دوا نخواهد كرد.

ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad 2002-2006
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

Januar 2006

تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد
اخبار روز و وقايع ايران
سخن درد و درد سخن


كنترل جسم و روان
(یا نيل به خوشبختي و تحقق خويشتن)

قسمت اوٌل