PSYCHOLOGIE HEUTE, Juli ‏2003

Klaus A. Schneewind, Eva Wunderer

برگردان: منير مظلومی

 

نسخه روابط همسری موفق

 

 روزنامه هاي محلي هنوز ازسنت هاي زيبای ازدواج هاي طولاني مدت مثل ازدواج طلائي و ازدواج برليان نگهداري  ميكنند و آنرا نيز خوش آمد ميگويند. ولي ما با تعجب به عكس هائي از اين جشن ها نگاه ميكنيم واز خودمان  سئوال ميكنيم: چگونه آن ها توانسته اند سالهاي  سال با هم زندگي كنند؟

اکنون تحقیقات روانشناختی  وظیفه توضیح این سئوال ها را بر عهده گرفته و راز ازدواج های موفق را نشان می دهند.

 

 

از آنجا که تقریبا یک سوم ازدواج ها در آلمان به جدائی و طلاق می انجامند، قابل فهم است که تحقیقات زیادی خود را با شرایط و نتایج جدائی ها مشغول می کنند. اما پژوهش گران علاقه ای به وضعیت آن یک سوم با «کیفیت ازدواج های مقدس» که ادامه می یابند نشان نمی دهند. آیا آنها واقعا از یک روابط همسری و زندگی همراه با احساس خوشبختی برخوردارند؟ اگر آری،  راز نهفته آن چیست؟

جواب به این سئوال هدف پروژه تحقیقی ما تحت عنوان «چه چیز روابط زناشوئی را پابرجا نگاه می دارد» است. 

ما در سال 2001 با مجموعا  663 زوج که در شرایط ازدواج اول قرار داشته و متوسط طول عمر ازدواج آنها 27  سال و میانگین سن آنها سن 52 بودi، مصاحبه کردیم. اين افراد بين 25 تا 82 ساله بوده اند كه 92% آنها حداقل يك بچه داشتند و 50% آنها تحصيلاتي زير ديپلم و درآمدي بطور متوسط 2860 ايرو در سال داشتند. 

 

نسخه زناشوئی و ضمائم آن

« تصور کنید شما مزدوج هستید و از شما بپرسند علت زندگي موفق زناشوئي شما چيست  و چه چيزي باعث پايداري آن است؟  شما چه جوابي به اين سئوال ميدهيد؟» ما این سئوال رادر برنامه پژوهش برای زوج های فوق الذکر عنوان کرده و تحت سرپرستی خانم ترزا،س.مایر (Theresa S. Mayer) اقدام به تهیه « نسخه همسری» از طریق « ضمائمی» که غالبا همسران موفق عنوان می کردند، نمودیم.  از مجموعه جواب های دریافتی  از این پرسش ها ليستي  تهیه شده که در آخر اين مقاله خواهد آمد. حال نکات مهمی که  غالبا عنوان می شدند این ها هستند:

ü      در صدر آنها شكيبائي و گذشت قرار دارد و توضيح آن این كه اجازه بدهيد تا همسر تان آن گونه كه هست باشد و شما هم نقطه ضعف هاي او را بپذ يريد، كه اين يكي از علت هاي  ازدواج موفق بوده و اين نظر يك سوم تمام سئوال كنندگان زن و مرد مي با شد.

ü      مهمترين نكته  بعد از آن در اين ليست، اعتماد متقابل نسبت به هم  و باز بودن  است. به اين معني كه هيچ رازي بين هم ديگر وجود نداشته باشد و رو راست بودن.

ü      28% از سئوال كنندگان  عشق را در مرحله سوم اين نسخه  قرار دادند. و هم چنين بايد در مشكلات خود را به جاي ديگری قرار داده و ريشه اي و بامشورت همديگر در حل آنها كوشا بود. علاوه بر آن باید آنها سعي كنند با هم محيط زندگي را نگهداري و محافظت كنند ( بطور مثال: سرگرمي ها ،‌علائق ،‌دوستان) ومتقابلا از همديگر حمايت كنند،  و احساس مسئوليت داشتن در مقابل بچه ها و نوه ها.

ü      همينطورفرد مي بایست بتواند در زندگي مشترك مستقلآ شخصيت خويش را ارتقاء داده و به خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند و كمي وقت براي خود صرف كند، كه آن هم از عوامل مهم يك زندگي خوب مشترك به حساب مي آيد.

ü      و آخرين عامل وفاداري است كه 13% از سئوال كنندگان به آن در  نسخه پيروزي اشاره کرده و همينطور معتقد بودند که همان قدر كه براي خانم ها مهم است در مشكلات خود را جاي ديگر بگنارند و ريشه اي و بامشورت همديگر در حل آنها كوشا باشند، براي مردها بر عكس قدر شناسي و به رسميت شناختن همسر و اهميت دادن به او امري دشوار است.

 

ستون هاي اصلي زندگي مشترك: مثبت بودن و  توان درگيري داشتن

علاوه بر آنچه که آمد در پيشبرد اين « نسخه » يك سري عوامل مؤثر را هم كه باعث بهتر شدن زندگي مشترك ميشوند مورد مطالعه قرار داديم و از بين آنها دو ستون اصلي ديگر را كه يك زندگي خوب مشترك بر پایه آنها استوارند را پيدا كرديم:  مثبت بودن رابطه و برخورداری از  توان يا قدرت درگيري .

منظور از احساس مثبت کردن در ابعاد وسیع در زندگي مشترك این است که زماني كه طرفین احساس كنند در يك رابطه مستحكم و قابل اعتماد زناشوئي قرار دارند و احساس كنند كه هر دوبه هم پیوند داشته و از هم جدا نباشند، هر كدام شخصن در جهت برقراری رابطه دوجانبه مسئوليت بر عهده گرفته  و از رابطه جنسي خویش نیز راضی باشند.

برخورداری از توان درگيري اهمیت زیادی دارد، به این ترتیب که در دعوا بين طرفين می بایست به راه حل های سازنده اندیشید،  نه اینکه  متوصل به روش های رایج همراه با عصبانيت  شده و يا اصولن فرد خود را كنار بكشد.

از آنجائي كه اين دو ستون اصلي براي زندگي مشترك مهم است، این  سئوال مطرح مي شود که چه شرايطي بايد براي تحقق آن ها وجود داشته باشد. جهت مثبت بودن زندگي مشترك، باورهائي كه رابطه را تحكيم مي كنند، بسيار قابل اهميت اند. بطور مثال، وقتي مشكلي پيش مي آيد، مطمئن باشید که مشتركن با توانائي بيشتري اين  مشكلات حل ميشوند و هيچ گاه تمام گناه رابه گردن همسرتان نيندازيد. تقريبا به همین اندازه نیز ویژگی های فردی هم حائز اهمیت اند: چگونه دو طرف به لحاظ احساسي رضايتمند هستند و چگونه از نظر وجدانی خود را تجربه می کنند و چطوري با تنگي وقت كنار مي آيئد؟ِِ

انسان ها زماني در يك زندگي مشترك احساس رضايتمندي مي كنند كه از خانواده خود  و همكاري با همسر خویش در مسائل تربيتي رضايت خاطر دارند. و در خاتمه آن زوج هائی بيشتر احساس خوشبختي مي كنند كه نسبت به آينده شان خوشبين هستند.

موقعيت و درآمد اجتماعي تاثير مثبت مي تواند داشته باشد ، بطور مثال رابطه هاي اجتماعي و ذخيره هاي مالي. بر عكس كيفيت رابطه هاي فاميلي نقش چنداني بازي نمي كند.

 تصوير ديگری براي  دومين ستون يك رابطه خوب که توان حل درگيري است به دست می آید. اين توانائي به میزان زیادی بستگي به ویژگی های شخصيتی افراد دارد: زوج هائی كه به میزان وافری از ثبات احساسی و قدرت آمیزش برخوردارند از توان درگیری بالائی نیز برخوردار هستند. باورهائی که پیوند را تقویت می کنند و در بالا به آنها اشاره شد، در مرحله دوم قرار می گیرند. عواملی  که از اهمیت کمی برخوردارند تجربه های دوران قبل از زندگي مشترك هستند - هر چند كه تجربیات مثبت در زندگي كنوني و همچنین در زمینه کمک والدین در تربیت فرزندان از امتیاز زیادی برخوردارند و با توان حل درگیری پیوند پیدا می کنند.

 

رازهاي  زندگي زناشوئي  موفق و محكم

 این سئوال که « چه چيزي باعث حفظ زندگي زناشوئي آنها شده است؟» برای 663 زوجی كه در موقعیت ازدواج اولشان هستند مطرح شد و آنها مطالب زیر را عنوان کردند:

 

1.     شكيبائي و گذشت، او را همانگونه كه هست بايد پذيرفت (32%)

2.     اعتماد داشتن، باز بودن، رو راست بودن (30%)

3.     عشق و علاقه (28%)

4.     مشكلات را سازنده حل كردن و گفتمان (25%)

5.     علائق مشترك، سرگرمي هاي مشترك و دوستان مشترك (20%)

6.     همبستگيِِِِِِِِِِِِِِِِِ، حمايت متقابل، مشتركن با پستي و بلندي ها كنار آمدن (19%)

7.     مشتركن در قبال بچه ها و نوه ها احساس مسئوليت كردن (14%)

8.     فرد نبايد خودش را تنها در زندگي مشترك محدود كند و لازم است كمي هم براي خودش وقت بگذارد (14%)

9.     وفاداري (13%)

10. تعهد مالي، مالکیت  مشترك، تمام مسائل مادي را با هم برنامه ريزي كردن (7%)

11. نظرات  و ارزش هاي مشابه، نقطه نظرهاي مشترك داشتن (6%)

12.  ناز و نوازش كردن و برخورداری از يك رابطه جنسي رضايت بخش (4%)

توسعه  و تكامل  رابطه صميمي  بين يك زوج

اكنون يكي از مهمترين ارزش هائي که موفقيت در زندگي مشترك را تضمین می کند، خود تاريخچه دوران با هم بودن است. و اینکه توسعه اين پيوند بعد از آن چگونه می شود؟  دیگر اینکه چگونه اين  تاريخچه به عنوان یک جفت تعريف بشود؟ آيا از اول رابطه خود با همسرتان را تجربه كرده ايد كه  نزديك يا دوربوده، و در اين مدت آيا اين رابطه ثابت مانده؟  يا حتي به مرور زمان اين رابطه نزديك تر شده، يا فاصله گرفته؟ آیا انتظاري جز این می توان داشت که كساني که احساس خوشبختي از زندگي مشترك شان دارند و آنرا سال هاي متمادي ارزيابي كرده  و هميشه به طور ثابت و به میزان بالائی رابطه نزديكي با همسرشان را حفظ کرده اند، اين ها خودشان را با گذشت زمان به همدیگر نزديك تر مي بينند.

بر عكس آن زوج هائي كه روز به روز از هم دورتر مي شوند، و بدتر از آن كساني كه تصور مي كنند به مرور از همسر خود دور مي شوند، نارضايتي در رفتارشان مشخص تر است ( دو سوم از زوج هاي مذكور اين طور نظر مي دهند ).

وقتي كه زوج ها رابطه ها را بر اساس دوری و نزدیکی، متفاوت ارزيابي مي كنند نتيجه  بسيار جالبي در بين زوج ها مشاهده مي شود. زماني كه زن یا مرد فاصله بزرگی رابين خودشان حس مي كند، هنگامی که با همسری زندگی می کنند  که نزدیکی زیادی احساس می کند در زندگي مشترك شان رضايت بيشتري نشان مي دهند، تا زمانی که طرف مقابل هم یک فاصله زیاد احساس می کند. به عبارت ديگر طرفی که احساس نزدیکی می کند، طرفی را که احساس دوری می کند  بهتر در رابطه زناشوئی راضی می کند.

ولي چگونه دو نفر همدیگر را پیدا کرده و چه چيزي باعث مي شود كه زوج ها رابطه شان به نوع ویژه ای شکل گیرد؟ آیا این سرنوشت است كه دو انسان  به هم برخورد کرده، عاشق هم مي شوند و با هم تا پايان عمر سعادتمند زندگي مي كنند؟ يا اینکه آنها بايد به مرور به تفاهم رسیده و قدم به قدم به سوی یکدیگر قدم بردارند؟ كسي که حاضر به چنین کاری باشد به مراتب آمادگی سرمایه گذاری بیشتری در این زمینه داشته و در مشكلات تلاش را سريع رها نمي كند . بر اساس نتیجه تحقیقات ما، از همه موفق تر زوجهائي هستند كه هم به سرنوشت معتقدند و هم به سعي طرفين در جهت تكامل رابطه.  در واقع كساني كه از همان آغاز احساس مي کنند كه شايسته و مناسب يكدگر هستند و معذالک معتقدند براثر گذشت زمان اين رابطه كامل تر و پخته تر می شود، موفق ترین ها در رابطه مشتركشان هستند.

كسي كه به زير بنائي بودن پتانسیل تكامل رابطه اعتقاد دارد، در زمینه زوجیت به گونه دیگری نگاه می کند. او به طور مثال به اختلاف عقيده و سليقه به عنوان يك معظل بزرگ نگاه نمي كند و به خاطر آن همسرش را به مراتب کمتر  مقصر دانسته و مشكلات را  اساسن قا بل حل تغییر دانسته و بيشتر معتقد به این است که آنها از توانائي در حل مشکلات آتی برخوردار هستند. كسي كه زندگی مشترك را به عنوان شانسی در جهت تکامل مشترک قلمداد می کند،  برای مفهوم « ما» ارزش والائی قائل است. او با همديگربودن در زناشوئی را ارج می نهد، به اين معني كه آنها از زندگی مشترک خویش در زمینه های همراه بودن، برخورداری از حقوق مساوی و سرمایه گذاری در رابطه مشترک  انتظارات زیادی دارند.

آيا واقعن انتظارات زیاد در زندگي مشترك خوب است؟ آیا این امر در صورت عدم تحقق نمي تواند باعث جدائی شود؟ اينطور كه تحقيقات ما نشان مي دهد، بر عكس: برای خوب بودن حد وجود ندارد. هر چه همسران در زندگي مشترك تفاهم و برابري و تلاش بيشتر طلب کنند، همان قدر راضي تراز زندگيشان هستند.

علت: يك چنين خواست هائي که جهت گیری شان به شدت به سوی  زندگي مشترك است،  باعث ميشود كه به همديگر متقابلن در شرايط بحرانی كمك  كنند. اینکه عملکردها جهت موفقیت پيوندها مهم هستند را نسخه ازدواج های موفق نشان می دهد. بخصوص براي خانمها بیش از آنکه خودشان را از طرف همسرشان مورد حمایت احساس کنند، اين مسئله بسيار حائز اهميت است كه چقدر توسط همسرشان حمایت می شوند.

تحقيقات روانشناسي هنگامی که زوجین در شرایط بحرانی در کنار هم هستند صحبت از «dyadische Coping»می کند. از اين طريق احساس « ما» بودن و همچنین  با هم بودن و همينطور مسئول بودن متقابل در زندگي مشترك و این احساس که  با هم بار زندگی را بر دوش می کشند، رشد مي كند.

 

بیآموزیم که چگونه يك زندگي مشترك خوبي را هدایت كنيم

آن گونه كه نتيجه تحقيقات ما نشان مي دهند،  كيفيت و استواری ازدواج ها بیش از هر چیز بستگی به آن دارد که زوجین  در دوران خوشي  وناخوشي چگونه با همديگر كنار مي آيند. اين طور نيست كه هر زوجي به تنهائی آن صلاحيت لازم را که ما به عنوان عامل تثبیت کننده یافته ایم با خودش همراه می آورد. البته انسان مي تواند ياد بگيرد، چگونه به يك زندگي مشترك خوبي راهبر شود.  در اين رابطه در کشورهای آلمانی زبان دو پيشنهادی که مورد تایید قرار گرفته اند، وجود دارد:

يك برنامه پيشگيري، كه تحت عنوان « برنامه يادگيري  رابطه مشترك» شهرت یافته و به ویژه به همسران جوان روش های برخورداری از توان حفظ رابطه، از جمله فعالانه گوش کردن، نحوه از خود صحبت کردن و رفتار سازنده  در در گیری ها،  را یاد می گیرند. علاوه برآن بر مبنای مبانی برنامه قبلی برنامه دیگری مخصوص زوجهائي كه زمان بيشتري با هم زندگي مي كنند تهیه شده تحت عنوان « زناشوئی سازنده و ارتباطات». هر دو اين برنامه ها به صورت دوره هاي چند هفته ای یا سمینارهای دو روزه عرضه مي شوند كه هر بار چهار زوج ازطرف دو معلم راهنمائی می شوند. اين امر اثبات شده که این برنامه ها توان برقراری ارتباط را بهتر کرده و منجر به بهبود و یا تثبیت مستمر رابطه مشترك می شوند.

برنامه دیگری بر اساس ترغیب رفتار حمایت کننده زوجین در بحران ها تنظیم شده که هدف پروژه « تسلط بر عصبانیت برای زوجین » است. 

 برنامه های پيشگيیرانه فوق قبل از هر چيز خود را بر رفتار بين طرفين متمركز مي كنند. البته نبايد توجه به درون را  فراموش كرد، به این که طرفین به چه نوع و روشي پیرامون زندگي مشتركشان  فكر مي كنند. به طور مثال مهم است كه خواست ها و انتظارات خود را در اين رابطه روشن کرده و ارزیابی کنند که آيا آنها واقع بین هستند و اینکه خواست ها و انتظارات آنها  چه امتیازات و خطراتی در بر دارند. و در خاتمه تصور اساسی از رابطه مشترك نقش بازي مي كند، چرا كه هر کس که زوجیت را به عنوان يك سرنوشت تعریف کرده  و هيچ اعتقادی به تكامل و تغييرات بعدي آن اعتقادي نداشته باشد، به ندرت حاضر به تلاش در زمینه زندگی مشترک می شود.