تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد

مجلات اینترنتی

 نامه های رسیده
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است
خرید کتاب از اینترنت
از طریق شرکتهای بزرگ اینترنتی کتاب
در هر مطلب و موضوعی که بخواهید


جای آگهی شما

 


هزينه
آگهی در ايران آزاد

Persisch lernen!

 

خودآگاهی و هوشیاری در قبال محیط زیست 1
شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت

زمستان غائب، تابستان بیش از حد گرم، سیلابها، تندبادها و طوفان- تاثیر تغییرات آب و هوائی در این میان برای همگی محسوس بوده و در بسیاری عامل برانگیختگی ترس و دلنگرانی می گردد. اما بهت و شگفتی به تنهائی حلال مشکلات زیست محیطی نخواهد شد. چرا مسئولیت در قبال طبیعت برای ما مشکل است؟ و چگونه می توان یاد گرفت، با خودآگاهی و وجدانی بیدار در قبال طبیعت زندگی کرد؟

نوشتهء سوزی راینهاردت از مجلهء علمی ”روانكاوي امروز“

مترجم مهندس جواد ولدان (صابر)
مدیریت و سردبیر پرتال فرهنگی علمی سیاسی ایران آزاد

Www.Iran-Azad.De
Info@iran-azad.de

26 . Juli 2007

قسمت اول

گزارشات در ارتباط با اضمحلال جنگلها، اخبار در مورد سوراخ ازن و بزرگتر شدن دائمی آن، هشدار در رابطه با تهدیدات تغییر آب و هوا- سالهاست که با اخبار بد در ارتباط با موقعیت طبیعت و منابع طبیعی پیرامون خویش زندگی می کنیم. بنابراین دلنگرانی برای محیط زیست و طبیعت تازگی نداشته و در این سالهای اخیر نیز مرتبا افزایش داشته است: در آلمان در سال 2006 در پاسخ به این سوال عمومی و مستقیم در ارتباط با مشکلات مهم فی البداهه از هر چهار نفر یک تن از حفاظت محیط زیست نام می برد (سال 2004: 18 درصد، سال 2002: 14 درصد)- و تقریبا از هر دو نفر یک تن شخصا خود را در ارتباط با تغییرات دراماتیک جوی در معرض تهدید و خطر حس می کند. به این آمار و واقعیات آقای «اودو کوک آرتز» و خانم «آنکه راینگانس-هاینتزه»، که دائما در حال انجام سنجش افکار عمومی، که نیز نمایانگر و معرف واقعی اذهان عموم در موارد گرایشات و روندها در تازه های جامعه هست، دست یافتند. از زمان جدیدترین گزارشات کمیسیون سازمان ملل مرتبط با تغییرات آب و هوا انتظار می رود که دلواپسی و تشویش اذهان و افکار عمومی بار دیگر بشدت افزایش یافته باشد. اگر ما در افزایش تولید دی اکسید کربن به موقع موفقیتی در کشیدن ترمز خطر کسب نکنیم، آخرین شانس و فرصت خود را در جلوگیری از فجایع جوی از دست خواهیم داد: این هستهء اصلی و پیام مرکزی اخطار متخصصین فن است. و اما ما مسلما خواستاریم که از این فرصت استفاده کنیم. اما آیا از عهدهء این کار برخواهیم آمد؟

اینکه ما، در هر حال در حرف هم که شده، مدافع و حافظ طبیعت باشیم، سالهاست که برای بسیاری یک امر مبرهن و پرواضح است. بطور مثال از سال 1990 افراد مورد پرسش یک پژوهش زیست محیطی به شدت این نکته را تائید می نمودند که: «به هنگام خرید اتومبیل، اگر مصرف سوخت موتور کمتر باشد، می بایست داوطلبانه و متواضعانه حاضر به پرداخت پول بیشتری بود. متاسفانه این دیدگاه پر نوید کمتر تا کنون در رفتار مشاهده و عملی گردیده است: هنوز گرایش و روند عمومی در خرید و مصرف اتومبیلهای بزرگ و پرقدرت به چشم می خورد، میان سالهای 1990 و 2002 قدرت موتور یک اتومبیل متوسط بیست و پنج درصد افزایش یافت. تنها در سال گذشته تعداد خودروهای صحرائی  شانزده و نیم درصد افزایش داشته است. از انواع آن که کمتر محیط زیست را به آلودگی و مخاطره می افکنند، آنها که حامل یک موتور گازی می باشند، تا کنون خیلی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد: از بیش از چهل و شش میلیون خودروهای شخصی که در آلمان بکار می آیند، تنها تعدادی در حدود پنجاه هزار عدد از آنها دارای موتور گازی می باشند.

بنابراین چانچه مشاهده می کنید، میان دیدگاهها و نگرش خودآگاهانهء اکولوژیکی و عمل واقعی خلاء بزرگی وجود دارد. در پژوهشی که در ارتباط با «تعیین روند خودآگاهی و وجدان زیست محیطی» صورت گرفت، هشتاد و هفت درصد از شرکت کنندگان در این پژوهش، بر این تمایل اتکاء دارند، که از انواع انرژی قابل احیا بعنوان آلترناتیو و جانشین انرژی های مشکل آفرین کنونی بهره گیری شود- اما تنها پنج درصد از افراد همین گروه خود از برق تولید شدهء به طرق اکولوژیک استفاده می نمایند، و فقط هفت درصد از این افراد مصمم به تعویض و استفاده از گونه ای اکولوژیکی در تولید برق می باشند. آشکارا در این ارتباط، دست کم گرفتن و ناچیز شمردن قدرت فردی خویش، عامل اصلی نیست. محققین زیست محیطی «کوک آرتز» و «راینگانز-هاینتزه» بر این اعتقادند، که اکثریت مردم آلمان «به تاثیرات بسزای نقش خویش بعنوان مصرف کننده واقفند». «آنها بر این آگاهند، که بطور مثال بوسیلهء رفتار مصرفی و خریدهای خود و رفتار و برخوردهای صرفه جویانه خویش با انرژی قادر به ایفای نقش پر اهمیت خود در حفاظت محیط زیست هستند.» با این وجود، عدهء کمتری از اینها در زمینهء حفاظت محیط زیست حاضر به قبول مسئولیتی بیشتر و جدی تر از تنها جداسازی آشغال هستند.

چرا میان ادعا و واقعیات اینچنین تناقض و شکافی عمیق به چشم می خورد؟ از یکطرف، علت آن در این تمایل و خصوصیت انسانی، که از مدتها پیش برای روانشناسان جامعه شناس نیز شناخته شده است، قرار دارد: ما می خواهیم ظاهرا بی نقص جلوه گر شده و خود را خوب نشان دهیم، و از اینرو در اینگونه پرسشها جواب مناسب و موردپسند اجتماع را تحویل می دهیم. اینها بیشتر نمایانگر آنند، که خواسته های ایده آل ما از خود چیست، یا در واقع دیگران مایل به شنیدن چه چیزهائی از ما هستند، و نه مطلقا آنچه ما در واقع هستیم. اما بدون تردید متخصصین بر این عقیده اند، که در بخش محیط زیست و زمینه های زیست محیطی تضاد میان نگرش و دیدگاههای والا با رفتار و اعمال غیر صمیمی بنحوی متمایز هویدا می باشد. این می تواند بدان جهت باشد، که در اینجا آمادگی به عمل بشدت به مخارج آن رفتار و اعمال مناسب و شایسته یک محیط زیست سالم وابسته است. و در این ارتباط تنها فشار و مضائق مالی نیست- اگر چه محتملا قیمت گزاف لامپهای صرفه جو علت جدی تدارک و خرید کمتر آنها محسوب می گردند. در اینجا از «مخارج» همچنین نیروی بکاربسته، زحمات محسوس و زمان مورد نیاز منظور می باشند. «هر چه زحمات و مساعی یک رفتار سالم زیست محیطی بیشتر باشد، کمتر هم در عمل پیاده می شود»، این «تئوری مخارج ناچیز» جامعه شناسان زیست محیطی، آقایان «آندریاس دیک مان» و «پتر پرایسن دورفر» است. این تئوری، آنچه را که همواره و به کرات در پژوهشات رفتارهای زیست محیطانهء انسان مشخص و تعیین می گردد، توضیح می دهد: ما داوطلبانه و دلسوزانه به جداسازی آشغالها دست می زنیم، زیرا در مقایسه، کمتر زحمتی در پی دارد. اما اگر در برابر این پرسش قرار گیریم، که بجای اتومبیل از دوچرخه استفاده کنیم، واضح می گردد، که فعالیت ما در رابطه با سالم سازی محیط زیست تنها حرف بوده است. رفتار و عمل مطلوب در اینجا پر زحمت تر بوده و بشدت در روزمره و عادات روزانهء ما تداخل می نماید.

 

خودآگاهی و هوشیاری در قبال محیط زیست 2
شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت

 

زمستان غائب، تابستان بیش از حد گرم، سیلابها، تندبادها و طوفان- تاثیر تغییرات آب و هوائی در این میان برای همگی محسوس بوده و در بسیاری عامل برانگیختگی ترس و دلنگرانی می گردد. اما بهت و شگفتی به تنهائی حلال مشکلات زیست محیطی نخواهد شد. چرا مسئولیت در قبال طبیعت برای ما مشکل است؟ و چگونه می توان یاد گرفت، با خودآگاهی و وجدانی بیدار در قبال طبیعت زندگی کرد؟

نوشتهء سوزی راینهاردت از مجلهء علمی ”روانكاوي امروز“

مترجم مهندس جواد ولدان (صابر)
مدیریت و سردبیر پرتال فرهنگی علمی سیاسی ایران آزاد

Www.Iran-Azad.De
Info@iran-azad.de

2. August 2007

قسمت دوم
چگونگی کردار و اعمال انسانها در رابطه با تناقضات درونی، که از یک سو در واقع خواهان حفظ طبیعت بوده اما بر خلاف آن کرداری منافی با سلامت محیط زیست دارند، را آقای روانشناس «ایمو فریتشه» در تعداد متعددی از مطالعات و تحقیقات مختلف خویش بررسی نموده است. مطابق با تفکرات مقدماتی وی، مسافران مسافات کوتاه هوائی، با اعمال خویش در تخالف با نرم ها و استانداردهای حاکم جامعه عمل می کنند. از اینرو اینها تحت این فشار قرار دارند، که می بایست اعمال خویش را توجیه نمایند. این محقق به فرودگاه می رود و مسافرانی را که در اتوبوس و بطرف هواپیماهای خویش در حرکتند، با این پرسش مواجه می سازد، که: «مسافتی به این کوتاهی را پرواز می کنید؟ این مسافت را می توان با قطار پیمود، که برای محیط زیست بسیار سالمتر است!» همانطور که «فریتشه» انتظار داشت، افراد مورد پرسش از همان استراتژی در توجیه عمل خود استفاده کردند، که جامعه شناسان آمریکائی در نزد دیگر خاطیان نرم ها- که نوجوانان مجرم بودند- قبلا کشف کرده بودند. مضاف بر این و در ادامه آقای روانشناس «یوآخیم شاهن، یکی از ناشران مجله «روانشناسی زیست محیطی» به پیشنهاد و معرفی رفتارهائی می پردازد که، سلامت محیط زیست را بویژه به مخاطره می اندازند:

- تاکید بر آنکه دیگر اعمال شایسته اعمال منفی آنها را جبران می نمایند: «بجز این، همواره رفتارهای من در تطابق و سلامت محیط زیست می باشد!»
- ملامت منتقدین: «ارتباطی به شما ندارد!»
- رد مسئولیت: «اگر این پروازهای مسافت کوتاه عرضه نمی شد، کسی نیز به فکر پرواز این مسافات کوتاه نمی افتاد.»
- رد عمل نادرست: «یک پرواز یکساعته در مقابل این همه پرواز به آمریکا اهمیتی ندارد.»
- استناد به ناآگاهی: «همواره فکر می کردم، پرواز ابدا معضلی برای محیط زیست نباشد.. .»
- ناتوانی فردی: «هواپیمای من بهر حال پرواز می کند- اینکه من در آن باشم یا نباشم چه فرق می کند.»
- دفاع از ضروریات: «این بار بعلت فشار زمانی بالاجبار ناچار به پرواز هستم.»
- رد مسئولیت آتیه: «من قادرم پرواز کنم، مسائل دیگر برای من بی تفاوت است.»
- انتصاب به آسایش: «چند ساعت مسافرت با قطار دشوار و مشقت بار است.»
- اقرار به گناه، نیت به رفتار خوب: «باید به این مطلب فکر می کردم. بار دیگر با قطار مسافرت می کنم.»

متخصصین امر این استراتژی ها را نیز «تکنیک های خنثی کننده» می نامند.


تکنیک های خنثی کننده به ما کمک می کنند، تا شکاف میان ادعا و عمل واقعی را کاهش داد.

آشکارا این تکنیک ها به ما یاری می دهند، که تضاد و شکاف محسوس درونی موجود را میان انتظارات و ادعاهای ایده آل (مبتنی بر داشتن رفتاری در تطابق و سلامت محیط زیست) و اعمال و رفتار واقعی خود کاهش دهیم. این توجیهات هر کدام بمراتب گوناگون مورد توجه و علاقه می باشند. در پژوهشات «فریتشه» میهمانان مسافتهای کوتاه غالبا با استدلال راحتی و آسایش و با دفاع از ضروریات پرواز به بهانه پردازی روی می آورند. کمترین استراتژی ها که در این ارتباط بکار می آمد، «رد مسئولیت آتیه» بود. مسلما این تصادفی نیست- زیرا که این نوع عذرموجه و بهانه جوئی در نزد دیگر مردم بسیار ناپسند جلوه می کند. این نکته را آقای «فریتشه» کشف نمود.

این روانکاو در یک مطالعهء دیگر انواع این استراتژی ها، استدلالات و بهانه جوئی ها را به معرض قضاوت افرادی قرار داد، که تا کنون در این پژوهشات شرکت نداشته بودند: در حالیکه «اقرار به گناه» و «دفاع از ضروریات» بیشتر از همه مورد قبول این گروه واقع گردید، دیگر استدلالات کم و بیش بعنوان بهانه های پوچ تلقی شدند. بخصوص «محکومیت منتقدین» و «رد مسئولیت آینده» تاثیرات بسیار ناپسندانه ای در نزد این افراد داشتند.

اما چرا ابدا ما دچار این مخمصه می گردیم؟ چطور است، که ما با وجود اراده و نیت خوب خود، گناههای کوچک و بزرگی را در ارتباط با محیط زیست مرتکب می شویم؟ «گرهارد شرهورن» می گوید: «فردی که دلنگران تغییرات آب و هوای زمین و خواهان اعمال دوستانه و مطابق سلامت محیط زیست باشد، به یک کشمکش و معذور اخلاقی دچار می گردد». علت را این پروفسور بازنشسته که متخصص در تئوری مصرف و سیاستهای مصرف کنندگان است چنین می بیند : «دلواپسی ما می بایست در تقابل با یک جریان بسیار نیرومندی از اظهارات و پیامهای مخالفین در یک جامعهء صنعتی بایستد. رفتارهای خسران آور زیست محیطی جریان اصلی این جوامع است. این رفتار و اعمال از طرف الگوهای کلاسیک جامعه، از سوی سیاستمداران، از طرف تاجرین موفق و اشخاص سرشناس سر می زند و نمونه و سرمشقی برای دیگران واقع می گردد: استفاد از اتومبیل های سنگین و سریع، خوردن توت فرنگی در زمستان، همواره موبیل بودن و استفاده از هواپیما بعنوان وسیلهء نقلیه روزمره. تعجبی ندارد، که ما به شک و شبهه افتاده باشیم. گرهارد شرهورن می گوید: «ما به یک تناقض واقعی، به یک دوگانگی در پیامها و علائم در افتاده ایم- اخلاق شخصی ما، حفاظت از محیط زیست، می بایست در مقابل اخلاق جمعی، در تخالف تمامی اظهارات، پیامها و طرز تفکر جامعه صنعتی قد علم نماید.»
  „double bind“
واژهء انگلیسی که برای این دو گانگی، این دو مفهومی بکار گرفته شده است. این واژه به زعم و فهم روانکاوان موقعیتی را بیان می کند، که انسانها در معرض پیامها و علائم متناقض قرار می گیرند، که خود را هم نمی توانند از شر آنها خلاص نمایند.

ادامه دارد...

 

خودآگاهی و هوشیاری در قبال محیط زیست 3
شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت

زمستان غائب، تابستان بیش از حد گرم، سیلابها، تندبادها و طوفان- تاثیر تغییرات آب و هوائی در این میان برای همگی محسوس بوده و در بسیاری عامل برانگیختگی ترس و دلنگرانی می گردد. اما بهت و شگفتی به تنهائی حلال مشکلات زیست محیطی نخواهد شد. چرا مسئولیت در قبال طبیعت برای ما مشکل است؟ و چگونه می توان یاد گرفت، با خودآگاهی و وجدانی بیدار در قبال طبیعت زندگی کرد؟

 

نوشتهء سوزی راینهاردت از مجلهء علمی ”روانكاوي امروز“

مترجم مهندس جواد ولدان (صابر)
مدیریت و سردبیر پرتال فرهنگی علمی سیاسی ایران آزاد

Www.Iran-Azad.De
Info@iran-azad.de

5. August 2007

قسمت سوم
دشوارتر از همه آنکه: رفتارهای ناسالم زیست محیطی اغلب با صرفه تر است. سبزیجات بدون مهر «بیو» ارزانتر است، ماشین سواری غالبا با صرفه تر از بلیط قطار برای همان مسافت است، و دو هفته مسافرت به مایورکا شامل پرواز و هتل کمتر هزینه ای اضافی طلب می کند تا اجارهء یک آپارتمان در «سانت پتر اردینگ» در فصل تعطیلات. از آنجا که ما یاد گرفته ایم، در مصرف هزینه ها صرفه جو باشیم، در نگاه اول به نظر می آید، که رفتار مخالف و غیر مطلوب زیست محیطی «خردمندانه» باشد. و عاقبت نیز از سوی دولت علائمی دریافت می کنیم، که «اسراف در طبیعت» مطلوب است: رفت و آمد به محل کار با اتومبیل شخصی از یک مسافت و کیلومتر معین بوسیلهء کاهش مالیات پاداش داده می شود؛ تا سال قبل نیز «پاداش برای ساخت خانهء شخصی» پرداخت می گردید، یک امتیاز برای افرادی که زمینهای سبز را برای ساختمان سازی به نابودی کشند، برای مهر و موم کردن زمینها، برای خانه ای که در مناطق سرسبز ساخته شود.

ما آموخته ایم، مصرف کنیم و به همراه آن به صرفه جوئی بپردازیم- و تا کنون کمتر توجه می شد، که آیا این صرفه جوئی ها عذر موجه و قابل قبول نیز دارند. کارشناس مصرف و جامعهء مصرفی آقای پروفسور شرهورن ادامه می دهد: «مثلا در حدود نیمی از مخارجی، که ما بعنوان صاحب و رانندهء اتومبیل تولید می کنیم، خود ما نمی پردازیم، بلکه این هزینه ها به گردن محیط زیست، جامعه و نسل های بعدی می افتد.» فردی که اتومبیل شخصی دارد، از ساخت و مرمت خیابانها و جاده هائی که دیگران از طریق پرداخت مالیات تامین می کنند، بهره مند می گردد و مخارج آلودگی های هوا را به گردن همگان می اندازد. و امروز همگی ما یک بخش از مخارج نامعلوم برق اتمی را، که خود استفاده می کنیم، به دوش فرزندان و نوه های خود می اندازیم. این رفتار ظاهرا ارزان جلوه می کند، قبل از هر چیز به این دلیل، که ما پاسخی مطمئن برای انبار دراز مدت زباله های اتمی را نیافته ایم- بلکه به نسل های آینده انتقال می دهیم. این «صورتحساب نپرداخته» ای، را که بدین طریق به دیگران محول می کنیم یا برای بدنیا نیامدگان به ارث می نهیم، اغلب در هم آشفته و یا نامرئی و غیرقابل حساب است- مانند برخی دیگر از آلودگی های زیست محیطی. و این واقعیت، که تمول و رفاه ما در غرب بر دوش دیگران سنگینی می کند، روزانه از وجدان و خودآگاهی بسیاری از مردم کتمان می ماند.

اصل و پرینسیپ «استمرار» در تقابل با این بی مسئولیتی ها در برابر با محیط زیست، و در تصاد با این به دیگران حواله کردن ها ایستاده است. این اصل بر این مشتمل است که با طبیعت و منابع اقتصادی عمومی خردمندانه و هوشیارانه برخورد نمود، و به نحوی زندگی کرد، که زندگی نسل های آینده را به مخاطره نیانداخت. بطور مثال استخراج صحیح منابع و معادن و استفادهء مقتصدانه و با امساک از زمینها و زراعت یکی از این رفتارهای سالم و «مستمر» در حفاظت محیط زیست است. «استمرار» بدین مفهوم است، که دیگران و پیرامون جهان خویش را به استثمار نکشیم، بلکه به آنها به چشم منابع و ذخائر پرورشی و حفاظتی نگریسته، رشد و پرورش آنها را عامل شویم، و این بدون انداختن مخارج به گردن دیگران امکان پذیر است. با این جملات نظرات محقق اقتصاد آقای شرهون را بیان کردیم. در این میان بسیاری از مردم با این تصورات همبستگی نشان می دهند. آنها علاقمند به رفتاری خودآگاه و با وجدان در حفاظت محیط زیست می باشند. در مواجهه با دلنگرانی برای تغییرات آب و هوا ما کمبودی در پیشنهاداتی که برای اعمال و رفتار «بهتر» انجام می پذیرد، نمی بینیم. در این ارتباط تقریبا همواره درخواست مبتنی بر «صرف نظر» در اولویت قرار می گیرند: پرواز کمتر، ماشین سواری کمتر، همواره بیشتر بدون گوشت زندگی کردن- اما آیا وقتی که گوشت آبدار و خوشمزه را در مخیلهء خود تصور می کنیم، حبوبات و سویا در بشقاب به ما مزه خواهند کرد؟ متخصص و محقق امور مصرف، آقای شرهون بر این باور است، که با حس چشمپوشی غذا برای ما کمتر لذتی خواهد داشت. شاید این را حتی به منزلهء وقاحت و توقعی بیجا محسوس نمائیم، زیرا که احساس عدالت ما را جریحه دار می نماید. چرا می بایست به محدودیت سرعت توجهی کنم، به هنگامیکه دیگران با فشار بر روی پدال گاز به این طرف و آن طرف ویراژ می دهند.

زمانی از اعمال خویش خوشنودی خاطر خواهیم داشت، که با انگیزه های شخصی به آنها دست بزنیم. این نتایجی است که از پژوهشات انگیزه های رفتاری حاصل گردیده است. این نتایج نشان می دهند، که انسانها در رفتارهائی که انگیزه های خودجوش و درونی دارند، با اعمال داوطلبانه و خود جوش، احساسات رضایتمندتری دارند. چنین اعمال که به نحوی داوطلبانه انجام می پذیرد، پاداشی در خود حمل می کنند: انسانها رفتار داوطلبانه را به نحوی ویژه رضایتمند و مهیج تجربه می کنند، و در اجرا خود را مسئول و صاحب نظر می یابند.

متخصصین تمام اعمالی را که در نتیجهء انگیزه های خارجی به انجام می رسانیم، انگیزه های دگرجوش می نامند. به هنگامیکه ما بخاطر خوشنامی و حیثیت دست به عملی می زنیم یا بدان لحاظ که مزد و اجرتی در کار است، کاری را به انجام می رسانیم، از رفتار و احساسی دگرگونه برخورداریم. در این حالت ما کمتر به خود موضوع علاقمندیم، کمتر خلاق عمل می کنیم، استعدادات کمتری را بکار می اندازیم- و آنجا که بتوانیم به ظاهر امر و جلوه دادن کار و تظاهر در توان خویش می پردازیم، زیرا که در اصل در نظر داریم، مزد موعود را دریافت کنیم یا یک مجازات تهدیدکننده را از سر برهانیم. و عاقبت: اگر ما تنها بخاطر پاداش به یک عمل دست یازیم، در قبال اعمالمان کمتر نیز احساس مسئولیت می کنیم- و ابدا در قبال جهان پیرامون و اجتماع اطراف خویش که از رفتارها و اعمال برخوردار می گردند، مسئولیتی احساس نخواهیم کرد. اینها نتایج و حاصل کار محقق رفتار آقای «ادوارد دسی» است.

این پروفسور روانکاو دهها سال است که انگیزه های رفتار انسانها را مطالعه می نماید. او همراه با آقای «ریچارد م. ریان» به تبیین و توسعهء «تئوری خودمسئولی» دست زد. بر اساس این تئوری از نقطه نظر روانی انسانها دارای سه نیاز اساسی هستند: آنها خواستار اعمال مستقل هستند، خواستار احساس مسئولیت و توانمندی هستند و نیز تمایل به وابستگی اجتماعی دارند. این نیازها به طبیعت انسانی تعلق دارند. ابتدا زمانی که نیازهای اساسی ما برآورده گشته اند- به هنگامی که ما سیر و در آسایش بسر می بریم، خود را دوست داشتنی و قابل توجه احساس می کنیم-، بطور مستقل در جستجوی موقعیتهای مورد علاقه خویش که خلاقیت ما را پرورش دهند، بر می آئیم. دسترسی به این آرمان انسانی به منظور اعمال خودمختاری فردی و وابستگی به دیگران، می تواند کلید رفتارهای خودآگاه زیست محیطی باشد. آقای گرهارد شرهون مطمئن است، که ما به رشد و پرورش این آرزو توانمند هستیم، به شرطی که بتوانیم با ادراکی برای فهم احساسات دیگران با هم برخورد کنیم.

آقای شرهون به این شناخت، نقش مهم احساسات و استعداد ادراک و فهم دیگران، بوسیلهء نتایجی که از پروژه های مدل برای «اقتصاد محلی مستمر» حاصل آمد، واقف گردید. این پروژه ها را این محقق با همکاران خویش به انجام رساند. در این ارتباط روشن گردید، که رفتارهای حساس، سالم و در تطابق با محیط زیست، کمتر بوسیله اطلاعات جدید حاصل می گردند، بلکه اینها قبل از هر چیز از یک محرک درونی، از ادراک و فهمی درونی برای دیگران نشئت می یابد. این به شدت به تماس و ارتباط شرکت کنندگان با یکدیگر بستگی دارد.

همچنین آقای «اودو کوک آرتز» و خانم «آنکه راین گانز-هاینتزه» به شواهدی دست یافتند، که برخورد و تماس با دیگر انسانها، رفتارهای زیست محیطی را کاملا تحت تاثیر خود قرار می دهند. آنها سه گروه پر اهمیت از پارامترهای اصلی را کشف کردند، که آیا ما به برداشتن گامهائی تعیین کننده در فعالیتهای سالم زیست محیطی قادر خواهیم شد:
- شبکه ها، ارتباطات، تماس ها و رسانه های عمومی نقش بسزائی ایفا می کنند. این دانشمندان می نویسند: «فعالیتهای مفید زیست محیطی می بایست از سوی دوستان و آشنایان با ارزش تلقی گردند- در غیر اینصورت به دشواری بتوان گامی در جهت حفاظت محیط زیست برداشت.
- فهم و ادراک ضرورت این مشکل جهانی مهم است. تا کنون نشان داده شده است، که انسانهائی که مشکلات زیست محیطی را دست کم نگرفته باشند، فعالتر اقدام خواهند نمود.
- و عاقبت دیدگاه و نگرش به اصول اساسی «استمرار» نقش مهمی بازی می کند.

به چشم دانشمندان، راه «ساخت مثبت دنیای فردا» می تواند چنین باشد: ما می بایست به رشد و پرورش یک «خودآگاهی برای استمرار» دست یافته و آنرا گسترش دهیم. این می تواند بوسیلهء این شناخت رخ دهد، که رفتار و حساسیت خودآگاه زیست محیطی کیفیت زندگی ما را بهتر می سازد. دانشمندان از اینرو امید تغییر داوطلبانهء استیل زندگی بشری، که مشخصهء بارز آن اسراف منابع است، در دل می پرورانند، زیرا که یکبار دیگر این تغییر نگرش در سالهای دههء 1970 اتفاق افتاده است. در آنزمان در ابتدا یک اقلیت آغاز به زیر سوال بردن این نمود، که آیا افزایش رفاه مادی به تنهائی یکی از اهداف اصلی جوامع ما را تشکیل می دهد. «آلترناتیو نو تاکید بر بهتر بجای بیشتر بود.» عبارت «کیفیت زندگی» در آنزمان یک نقش اساسی را ایفا نمود. در گرایش کلی این مباحثات تشابهاتی با مجادلات امروزی بر سر پلان «استمرار» و پیشنویس یک «جامعهء مستمر» داشت.

ایدهء ما از یک زندگی خوب چگونه می تواند باشد؟ بجای جستجوی خوشبختی در «بیشتر» یا «بهتر» بودن و در بزرگترین اتومبیلها، در موبیل بودن بیشتر، در انتخاب بزرگتر در سبزیجات و میوه جات یا در خانه ها و آپارتمانهای بزرگتر می توانیم- با در سر داشتن پیشنویس «استمرار» به دنبال «بهترها برای همه» باشیم. این می تواند در عمل خود را در ساختن با صرفه در مصرف زمین، اتومبیل های کوچک برای سر کار رفتن و خرید مواد غذائی که با فهم و مسئولیت تولید گردیده اند، تببین گردد.

«گرهارد شرهون» تغییرات ضروری در دیدگاهها را با مفاهیم «اریش فروم» از واژه های «داشتن» و «بودن» توصیف می نماید. «کیفیت زندگی به معنای مستمر خود به مفهوم تاکید کمتر بر مصرف مادی ارزشهای «داشتن» است. همزمان می بایست شدت و تاکید بیشتری بر ارزشهای «بودن»، مثلا بر ساخت شخصیتی یا خدمات عمومی تمرکز دهیم.» راه  رفتارهای حساس و ظریفانهء حفاظت زیست محیطی می تواند آنزمان موفقیت آمیز (و مفرح بخش!) باشد، که ما حس، اجبار به «صرف نظر» و قربانی دادن نداشته باشیم. شرهون می گوید: «نخستین گام می تواند این باشد، که برای خود روشن کنیم، که رفتارهای جدید نیز منافعی برای شخص خود ما نیز در برخواهد داشت. مثلا بدین ترتیب که دوچرخه سواری برای پرورش و سلامت جسم مفید است و یا گیاهخواری و مصرف کمتر گوشت سالمتر است.» شرهون بر این باور است، که ما هم اکنون در راه یک جامعهء مستمر گام می زنیم: «وجدان، خودآگاهی ها و ارزشها در جهت صحیح به حرکت درآمده اند؛ تنها عمل و رفتار مسئولانه تحت تاثیرات ساختارهای قدیمی قرار دارند.»

 

 

 

 

ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad 2002-2007
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

Dienstag, der 21. November 2017

تراوشات مغزی یک سوسیالیست
در خصوص حمايت از اقليت ها
در خصوص
اولويت و ضرورت مبارزات فرهنگي

،آزادي، برابري و جمهوري دمكراتيك
تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد


Taschenbuch-Highlights bei buch.de