Iran-Azad, Das Persische Kultur-Wissenschaft-Portal
تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است




جای آگهی شما

 


Persisch lernen!

 

iran azad / M. Hossinzadeh

آواز چرا سرنداده این ققنوس؟

مهدی حسین زاده

7. Juli 2007


توضیح سردبیر ایران آزاد، مهندس جواد ولدان در ارتباط با انقلاب فرهنگی کذائی سال پنجاه و نه و نوشتهء دوست گرامی آقای حسین زاده: در این نوشته آقای مهدی حسین زاده از آن فرمان کذائی و از آن افراد «متعهد و متخصص» ی چون عبدالکریم سروش، این خائنین به انقلاب و به مردم ایران یاد می کند. من بعنوان یکی از نخستین دانشجویان اخراجی و تحت تعقیب این انقلاب فرهنگی مشمئز و این کتاب سوزان سدهء بیستم در سال پنجاه و نه با گوشت و پوست و خون مفاهیم این فرمان ها و خیانت این «متعهدان متخصص» را تجربه ادامه در

 

آواز چرا سرنداده این ققنوس؟

ر این اساس به حضرات آقایان محترم محمد جواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی، علی شریعتمداری مسئولیت داده می شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب اساتید شایسته و متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. بدیهی است بر اساس مطالب فوق دبیرستان ها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق با آموزش و پرورش انحرافی و استعماری اداره می شد، تحت رسیدگی دقیق قرار گیرد.»
روح الله الموسوی الخمینی- ٢٢ خرداد ١٣٥٩

طی اعلامیه شورای انقلاب، که به دنبال دیدار٢٩ فروردین این شورا با آیت الله خمینی صورت پذیرفت ومتعاقب آن دانشگاهها ومراکزآموزش عالی "ستادعملیات سیاسی تفرقه آمیز" نام گرفت، به گروههای سیاسی مهلت سه روزه ای از٣٠ فروردین تا ٢اردیبهشت ٥٩ داده شد تادفاترخود را دردانشگاهها تعطیل کنند درغیراین صورت همه با هم، شورای انقلاب، رییس جمهور به همراه مردم دردانشگاهها حاضرواین کانونهای اخلاف رابرخواهند چید.
شاهدیم که به طوررسمی اولین تهدید علیه دانشگاه پس ازانقلاب چنین شکل گرفت. بدین ترتیب اولین هجوم به حریم دانشگاه با پشتوانه فتوایی که ازبیت صادرگشت ودولت مجری آن گردید به وقوع پیوست. بدینسان نیروهای سرکوبگربه دانشگاه یورش برده ورسماً دانشگاهها ازسال ٥٩ تا ٦٢ به تعطیلی کشیده شد. براساس پس لرزههای چنین تصمیمی طبق آماررسمی دولت ایران ٥٧٠٦٩ نفرازدانشگاهها تصفیه وحدود٨٠٠٠ استادبه تیغ پاکسازی وبازنشستگی اجباری یا پیش ازموعد سپرده شدند.چنین گشت که دانشگاه ودانشجوکه انقلاب ٥٧ را رقم زدند بدینسان کمترازدوسال قربانی انقلاب خودکرده خویش گشتند وبه تیغ پاکسازی سپرده شدند وچنین انقلاب فرزندان خود را بلعید.
حال بخوانید که تاریخ چگونه کمترازدودهه بعد تکرارگشت؟
سالها گذشت، دانشگاه پیله تنانیده شده برپیکرش را درید وانقلاب واره ٢ خرداد ٧٦ را رقم زد ومتعاقب آن دولت اصلاحات به بارنشست وباری دیگر٢ سال پس ازآن حریم دانشگاه به خاک وخون کشیده شد، ولی اینبارنه ازگروههای مسلح ونه ازدفاتراحزاب سیاسی درسطح دانشگاه خبری بود که بهانه چنین هجمه ای گردد، لذا بازخوانی علل وعوامل وقوع ١٨ تیر که متعاقب تعطیلی روزنامه سلام رخ دادو٦ روزپایه های حکومت را لرزاند اهمیت می یابد.
بازخوانی فضای حاکم بردانشگاهها درسال ٧٨ کمک شایان ذکری به کالبدشکافی کنش ها وواکنش های صورت پذیرفته درحادثه ١٨ تیردانشگاه تهران ومتعاقب آن دانشگاه تبریزخواهد داشت.
دراین مقال تنها وقایع چندی پیش همان برهه زمانی دانشگاه علم وصنعت ایران را که امروزه اهمیت آن با به قدرت رسیدن طیفی ازمدیریت آن برکشوربیشترمی نمایاند بازخوانی کرده وخاطر نشان می سازد جو سایردانشگاهها فارق ازسیستم پیچیده مدیریت این دانشگاه به یک روال بوده است.
سیاست های فرهنگی دورازواقع وعملاً با نیات سیاسی ازدیربازعلت العلل نافرمانی های پسین  گردیده است. یکی ازمصادیق بارز ماجرای کهنه خاکسپاری شهدا دردانشگاه که ازاین دانشگاه شروع شد می باشد، ومقاومت شبانه روزی دانشجویان علی رغم تهدید شدن با سرنیزه وسلاحهای سرد مشابه منجربه ناکامی تبدیل این دانشگاه به گورستان اقصاد سیاسی گشت،(شایان ذکراست، همگان احترام به شأن شهیدان را که خالصانه جان درگرووطن سپردند پاس می داریم.) بدین ترتیب سپاه به همراه نیروهای ویژه لباس شخصی تحت کنترل وپاسخگو به بیت رهبری شبی را پشت درب این دانشگاه به همراه پیکرشهدایی که قصدخاکسپاریشان با ادعای عمل به وصیت این شهیدان را داشتند به صبح رسانیدند ولی به دلیل مقاومت شبانه روزی دانشجویان پروژه علم وصنعت با شکست روبرو گشت واین غائله پیش درآمد سناریویی گشت که دردانشگاه تهران نواخته شد، عمق درگیریها دراین دانشگاه به حدی بود که ماجرا با حضورهیات رییسه وقت مجلس دراین دانشگاه پایان یافت، ولی فعالین این دانشگاه بعدها به تیغ تصفیه سپرده شدند.
اما چرا سناریو درعلم وصنعت به ثمرننشست وتنها پیش پرده ای برای اجرای کوی دانشگاه گشت؟
آنان که با سیستم مدیریتی این دانشگاه آشنایند تصورملموسی ازاین مطالب خوهندداشت.
سیستم حراست این دانشگاه سیستمی ای زنجیره ای بین تهران-اراک-بهشهربرقرارنموده است که این سیستم به موازات سیستم نمایندگی نهاد رهبری با سیستم اطلاعاتی قم اشتراک اطلاعات وعملیات دارند وازسوی دیگربسیج اساتید این دانشگاه درارتباط تنگاتنگ با سپاه پاسداران  بالاخص مقرِخاتم الانبیاءشرق تهران جلسات هماهنگی خود را باحضوراستاد مصباح یزدی درمسجدرسالت تشکیل می دادند.احمدی نژاد به عنوان قدرت پشت پرده این دانشگاه ازدل پیوند نامبارک آبادگران(سپاهیان سیاسی) تازه اعلام موجودیت نموده ومؤتلفه اسلامی برون جست وبراریکه قدرت شهرداری ومتعاقب آن ریاست جمهوری نشست واین شخص که فرمانبرداری از اوامرهمایونی بیت را سرلوحه کنش های سیاسی اش می نمود مورد تایید بیت واقع وبه لطف سیستم انتصاباتی ریاست جمهوری به سعدآباد راه یافت.
ازسوی دیگرباند نیمه جان گرفته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درارتباط تنگاتنگ با سمپاتهای جبهه مشارکت وانجمن اسلامی اساتید این دانشگاه پس از٢ خرداد مدیریت تقریباً ریاستی-تشریفاتی دانشگاه را برعهده داشتند، که عملاً ثناگویی حاکمیت را با اجرای اوامرمی نمودند، واین توازن قوا ازخلق تصمیمات خارق العاده به سود یک طیف جلوگیری وبه پشتوانه حرکت های -بعضاً رادیکالی ازدیدحاکمیت- انجمن اسلامی این دانشگاه سیستم مدیریتی وجه اصلاح طلبی اش را حفظ می نمود تا اینکه خودکرده را دیگرامروزتدبیرنیست وتیغ بی ترحم پاکسازی اساتید تریج قبای آنان را نیزمرحمتی نموده وموازنه مثبت هیات علمی دانشگاه با تصفیه ٧٠ استاد این دانشگاه کاملاً برهم خورده است.
بدین ترتیب اتحاد عمل اعضای انجمن که ازقدرتمندترین انجمن های دوره خود محسوب می گشت ووزن سیاسی بالایی درمعادلات تحکیم وحدت داشت با دانشجویان باعث گشت این پتانسیل بالقوه بالفعل نگردد واصطلاحاً تاکتیک ایذایی جهت تست کردن ظرفیت پذیرش انقلاب فرهنگی دوم دردانشگاهها را پس زد واصل سناریو در دانشگاه تهران- به دلیل عدم موازنه داخلی نیروها وبسترمساعدایجادی جهت بهره برداری طیف هژمونی طلب- کلید خورد.
وقوع چنین واقعه ای برای هردوطیف سیاسی کشورمغتنم می نمود.چرا؟ از یک سوتاکتیک "تب ومرگ"سعید حجاریان واستراتژی "اصلاحات خون می خواهد تا بماند ونضج یابد"-که بعدها خودقربانی استراتژی خویش گردید- عملی می گشت واز سوی دیگربهانه تسریع دراستراتژی حبیب الله عسگراولادی وتیم مؤتلفه اسلامی جهت وقوع انقلاب فرهنگی دوم که پس از گشایش فضای سیاسی-اجتماعی ووجود هسته های داخلی این گشایشها درصحنه دانشگاهها وفعالیت آتی آنان جهت گشایشهای بعدی که شامل گشایشهای فرهنگی می گشت نیزفراهم می گردید وعملا ً دوطرف دراین ماجرا نفعی شاید مشترک را می بردند!
محموداحمدی نژاد که آن روزفراموش نشدنی دردادگاه ویژه درصف اول شاکیان روزنامه سلام بهمراه سمپاتهای مؤتلفه حاضرگشت کاملاً سناریو را ازبرنموده وبازی می کرد(درصورت تکذیب اسناد معتبرجهت ارایه موجوداست.) ونهایتاً مزد این سناریو سازی اش را نیزگرفت. البته بجاست عنوان شود اسناد ومدارک معتبرومستندازعکس واسلاید ازهمراهی وحضوراحمدی نژاد درماجرای تسخیروگروگانگیری سفارت امریکا موجوداست که درزمان موعودقابل انتشارعمومی است ولی هم اکنون به دلیل تاثیرنامساعد برملت ایران به دلایل سیاسی-اقتصادی متعاقب آن، انتشارمعقول نمی نماید. به چه پشتوانه ای این موضوع را عنوان می کنم؟ فعالین سیاسی واستاد محترم احمدی نژاد خوب واقفند که اسناد ومدارک مهمی ازسفارت امریکا به دست دانشجویان دفترتحکیم وحدت افتاد که حجم وسیعی ازآن به دلیل شرایط مساعد این دانشگاه به علم وصنعت انتقال یافت. این اسناد شامل عکس واسلاید و... درانجمن تا اواخرفعالیت موجود بود وجناب دکتردراتاق دانشکده عمران نیز برخی ازاین اسناد را درمعرض انظاردانشجویان قرارمی دادند، وادعاهای سعیدحجاریان که بعدها به دفاع ازاحمدی نژاد درعدم همکاری وحضورایشان درماجرای تسخیرسفارت پرداخت، ازبن بی اساس است ولی قابل فهم است که احتمالاً جهت دریافت رانت سیاسی عنوان گردیده وصغری کبری چیده شده درتلقین این نکته که نظراحمدی نژاد به برخورد با سفارت شوروی سابق بود نیزبا توجه به پیشینه سیاسی ایشان کمی ترحم برانگیزاست.
با این اوصاف گزاف نیست اگرتمثیل کنیم، سیستم مدیریتی- دانشگاهی سیستمی ارباب- رعیتی است که اشل کوچکی ازدولت به معنای حکومت آن است نه به معنای قوای سه گانه. چگونه؟ احزاب سرشناس دردانشگاهها درقالب هیاتهای علمی یارگیری نموده وسعی درموازنه نیروها دارند تا این هسته های متشکله دردانشکده های مختلف، کارگردانان اهداف خاص درزمانهای خاص باشند وصرفاً علمی بودن اساتید ادعایی گزاف است، چنین است که امروزتصفیه اساتید با یک گرایش خاص هدفی جزطراحی برای رسیدن به دانشگاه فرمانبرداردربرندارد که  این فرمانبرداری نیزازسیاستهای تدوینی بیت باید صورت پذیرد، که عملا کاری نشدنی است چرا که بستن دربی که جهت ورودهوای تازه بازشده بود بزرگترین اشتباه حکومتهای توتالیتراست، چرا که افزایش دمای داخلی ِمتعاقب آن موجب بی نظمی های کنترل ناپذیرازمنظرمدیریت بحران خواهدگردید.
تارخ گواه است آن روزها هم گفتیم این ماجراها از بیت رهبری نشأت می گیرد وبه اتهام گفتن این موضوع محبس نشین هم گشتیم وازمصادیقی که آن سالها برفعالین دانشجویی گران تمام می شد، عنوان نمودن همین موضوع بود که؛ درواقعه ١٨ تیر، اتاق فرمان، بیت رهبری است وسپاه غیرقانونی وارد عمل شده است وآقای ده نمکی با نیروهای ضد شورش خود بسی ناجوانمردانه می راند، که خود اینجانب نیزدوباربه دست نامبرده درهمان برهه زمانی مورد التفات گارد ویژه ناپو ودالانهای مرگی که تشکیل می دادند که به هنگام گذرِناخواسته ازآن، به ضرب باتوم نیتشان را بربدنها می نگاشتند، واقع گشتم که طعم گـَس آن هرگزازیاد نمی رود.
ببینید که گذرزمان چگونه وکم کم پرده ازهمه ماجراها برمی کشد؟ درجلد دوم کتاب خاطرات آقای ناطق نوری رییس وقت مجلس که فعالیت شدیدی دربه ثمررسانیدن انقلاب فرهنگی دوم چه به هنگام مسند نشینی پارلمان وچه پس ازآن که به دنبال کینه ازدانشگاه متعاقب شکست انتخابات ریاست جمهوری به دل داشت می نمود- که شناسایی واحضار ٦٠ فعال دانشجویی درسال ٨٠ به تصویب شورای عالی امنیت ملی وامضای شخص خاتمی به وزارت اطلاعات که به دنبال بیان استراتژی عبورازخاتمی ازسوی طیفی ازدفترتحکیم وحدت واجب الاجرا گردید ویادشدگان جهت تفهیم اتهام ومتعاقب آن اجرای حکم عدم ادامه تحصیل به وزارت اطلاعات فراخوانده شدند که با همت وزارت علوم وقت این لیست با ٥ نفربسته شد ووزیرعلوم وقت به هنگام استعفا درنامه ای به ریاست جمهوری ازآن ستاره دارها به دلیل وقوع چنین محدودیتی عذرخواست- آمده است:
در همین زمان(تیر٧٨)، جلسه‌ای در حضور مقام معظم رهبری از سران سه قوه، فرماندهان نظامی سپاه، وزیر اطلاعات، وزیر كشور و تا آنجا كه من یادم است،دبیر شورای عالی امنیت ملی تشكیل شد.مقام معظم رهبری از وزیر كشور سؤال كردند (نزدیك غروب بود) «اوضاع چه خبر است؟» گفت كه «حاج آقا تظاهرات و ناآرامی‌ها را جمع كردند و بر همه چیز مسلط هستیم» من چون خودم از بعدازظهر قضایا را تعقیب می‌كردم، خیلی عصبانی بودم، بین حرف پریدم و با تندی گفتم: «آقا ایشان گزارش بی‌ربطی می‌دهند، این طور نیست. همین الان در میدان بخارایی، سپاه درگیری دارد اینها را آقای صفوی بفرمایند. آقای رحیم صفوی گفت: «درست است» جالب‌تر از همه این كه خود آقا فرمود: «تنها در میدان بخارایی نیست، شهر ری هم الآن آشوب است،» یعنی خود آقا از همه‌ی ما بیش‌تر، خبر داشت.
من همانجا گفتم كه «آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادی و این نیروها در پشت پرده‌ی این جریان هستند و اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم به نظر من باید سران اینها را دستگیر كرده، عده‌ای كه در صحنه آشوب كردند را هم بسرعت محاكمه كنیم. حتی اگر لازم باشد‌آن‌ها را به سینه‌ی دیوار بگذاریم. اگر قصد براندازی نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آنها برخورد شود».
بعضی از مسئولان خیلی جا خوردند و گفتند: این نوع حرف زدن جلوی آقا؟! اما من ریشه‌ی اغتشاش را در نهضت آزادی می‌دانم، این‌ها دنبال براندازی هستند و در كشور بحران ایجاد می‌كنند و بالاخره باید با آنها برخورد كرد، حكومت تعارف ندارد.
در نهایت، با این ناآرامی‌ها خوب برخورد شد و بعضی‌ها را هم دستگیر كردند. با تائید مقام معظم رهبری سپاه توانست عمل كند.

وعریان ترآنجا درباب دستورگرفتن ازبیت عیان می کند:"حکم را درواقع حاکم بیان می کند ولی تشخیص مصداق وموضوع با مکلف است."
متعاقباً اظهارمی نمایند، دانشجویان تحکیم وحدت به هنگام سخنرانی ایشان درمسجد دانشگاه اختلال ایجاد می کرده اند! حال آنکه به گواه تاریخ ازنمونه های موفق مدیریت بحران ازسوی این مجموعه درآن برهه زمانی اتخاذ گردید به طوری که نمایندگان ١٥ حزب سیاسی منتقد حاکمیت قصد داشتند به اجتماع متحصنین پیوسته وکنگره بزرگ ١٨ تیر را تشکیل دهند.
تا به امروز، سالهاست به یاد ١٨ تیرنفی خشونت راخواهانیم وامروززمان مغتنمی است که به فازاجرایی وارد شویم واینک که به صورت فعال درسراسردنیا اعلام آمادگی جهت برگزاری یادمان مقاومت می شود بجاست درقالب فدراسیون های محلی با درنظرگرفتن اصل عدم هژمونی یا هژمونی صفراعلام موجودیت شود تا ازتجمیع فدراسیون ها، کنفدراسیون جهت تشکیل هرم سازمانی احیا گردد.
وچنین برگی دیگرازتقویم جمهوری اسلامی ورق خورد و برصفحه تقویم دیواری مان به سرخی نگاشتیم،" ١٨ تیر- روزملی مقاومت ونفی خشونت."
و
به خاطر می آوریم  
ما را كه تازه جواناني بيست و دو ساله بوديم
شور عشق در سينه داشتيم و
پيش از آنكه عاشق شويم
سينه به خاك سپرده … مُرديم
به خاطر می آوریم
آن سينه سُرخان خنياگر 
که دَه به دَه
نه در آسمان و نه در كوهسار و نه بر شاخسار 
كه در بازار 
پيش از آنكه آوازه خوان شوند  
بر شاخه تكيده از تكيه گاه خويش
جان واسپردند . 
آنان به خاطر داشتند
پيام سرنوشت را
كه هميشه از گذرگاه خاطرشان می گذشت  
آوازهاي صامت سينه سُرخانِ سينه بر سيخ 
تجسد آرزوهاي بيست و دو ساله گان سينه بر سنگ
كه از تكرار يادشان، آری
پيش از آنكه شاعر شوند
بيست و دو ساله مردند.
درود برآن پاک سیرتان که فانوس عمرشان را آویختند بربلند کاج ِخشک ِکوچه بن بست
ونشاندند ازایمان خود، چون کوه، یادگاری جاودانه بر تراز ِبی بقای خاک.

مهدی حسین زاده، فعال سیاسی- دانشجویی- نیویورک

 

 

ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad 2002-2006
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

Dienstag, der 21. November 2017

در خصوص حمايت از اقليت ها
در خصوص
اولويت و ضرورت مبارزات فرهنگي

،آزادي، برابري و جمهوري دمكراتيك
سخن درد و درد سخن
تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد