Http://Www.Iran-Azad.De






Artikel

Politik

 

  نظرات اجمالي مترجم فارسي كتاب فاكتور چهار

نظرات اجمالي مترجم فارسي كتاب فاكتور چهار

 

فاكتور چهار

رفاه دو برابر با نصف مصرف ذخائر طبيعي

 

مترجم فارسي كتاب: جواد ولدان

مهندس شيمي و مديريت محيط زيست با ديپلم روانشناسي. طراج و گرافيك صفحات وب و اينترنت

گام نهادن در راه برقراري يك عدالت جهاني و خالي از هر گونه تبيعض ها مي تواند بنيان استواري در حفاظت از محيط زيست باشد. تا زماني كه كشورهاي جهان سوم پنهان و آشكار در زير سلطه سياسي اقتصادي استعمار و استثمار جهاني بوده و تا زماني كه كشورهاي در حال رشد براي پرداخت بهره هاي بهره هاي ...وام هاي خود به بانگ هاي زالو صفت جهاني مجبور به حراج ذحائر و منابع طبيعي خود باشند گفتگو از حفاظت محيط زيست از طرف دول و ممالك غربي صنعتي تنها حفظ آبرو و خريد پرستيژي بيش نيست و فعاليت هاي مجدانه دانشمندان و مردم دلسوز و آگاه اين ممالك هم نيمه كاره و بي ثمر خواه ماند.

 

حفاظت آب و هوا و ترميم طبقات جوي كه مشكلات آن عمدتا ناشي از آلودگي هاي هوا توسط كارخانجات اتومبيل سازي و آزاد ساختن گازهاي هيدروكبني فلوئور و كلردار كشنده ازن و نابود كننده طبقات جو كه حافظ زندگي و موجودات زنده در برابر اشعه ماورا بنفش خورشيدي است ممنوع شود اما اين گازها به كشورهاي در حال رشد فروخته شود مشكل محيط زيست حل نخواهد گرديد.

 

اين اعمال جنايتكارانه بر ضد طبيعت و عليه بقا بشر چيزي جز پوزخند برفعاليت ها و دلسوزي دانشمندان و تمسخر جهانيان بيش نيست. عاقبت مي بايست آموخت كه تنها معيار سنجش و شناخت خود از افراد و دولتها را اعمال آنها قرار دهيم و نه سخنان بيش از حد و لعاب دارآنها. آنچنان كه  مي بينيم دولتي كه خود را سسوسيال دمكرات و سبز مي نامد براي اولين بار در تاريخ آلمان بعد از جنگ در يوگسلاوي از نارنجك هاي اتمي اورانيوم استفاده مي كند. اگر به آقاي فيشر در اين مورد اعتراض كنيد شايد بگويد كه وي بعنوان وزير امورخارجه ناچار به عمل بوده است اما بعنوان رئيس سبزهاي آلمان سعي و هم خود را بكار برده است تا رنگ اين نارنجك هاي اتمي حداقل سبز باشد.

 

اگر دولتها و كشورهاي صنعتي غربي واقعا خواستار برداشت گامي در جهت حفاظت محيط زيست مي باشند مي بايست در قدم نخست از غارت و چپاول منابع و ذخائر جهان سوم دست بر دارند. يك ششم از بودجه نظامي آمريكا صرف تشكيل و نگهداري ارتشي مي گردد كه دولت آمريكا را در دزدي از منابع و غارت ذخائر طبيعي كشورهاي در حال رشد ياري مي نمايد.

 

اگر نيت دولتهاي غربي در حفظ محيط زيست جدي و واقعي است مي بايست در درجه اول از شارلاتان بازي هاي سياسي و تحميق ملتها دست بردارند و عاقبت برابري انسانها را جدا از رنگ پوست نژاد و مليت و مذهب در عمل به رسميت بشناسندو اين جهان نيازي به پليس جهاني و اين مردم احتياجي به قيم و وكيل ندارند. با كدامين حق و حقوق اينها به توجيه اعمال بيشرمانه خود مبني بر استثمار ملتها و ذخائر و منابع آنها مي پردازند؟ آيا اين انسان آنقدر از اوج انسانيت خود نزول كرده است كه اجازه حكومت قانون جنگل قانون زور و قلدري را به خويش مي دهد؟ هر كس بمبش بزرگتر كوله پشتي اكولوژيك1 او هم بزرگتر؟

 

چرا كوله پشتي اكولوژيك و يا جاي پاي اكولوژيك يك آمريكائي بيست تا سي برابر بزرگتر از كوله پشتي و جاي پاي اكولوژيك يك انسان آسيائي و يا يك بنگلادشي مي باشد؟ منظور و مفهوم مختصر اين دو واژه مصرف منابع و ذخائر طبيعي است. در زير نويس سعي مي كنم اين مفاهيم را بيشتر توضيح دهيم.

خواننده عزيز هموطن نبايد اين مطالب را اشتباه متوجه شود. ما نبايد در مصرف طبيعت و نابودي ذخائر زميني با كشورهاي صنعتي به رقابت و سبقت گرفتن بپردازيم. برعكس مي بايست از اشتباهات آنان درس گرفته و راه و روش زندگي آنان را در اسراف انرژي و ماده الگو قرار ندهيم. ما نبايد بطور مطلق و كوركورانه در انتظار راه گشائي و پيش كسوتي غرب در علم بوده و به تقليد از روش هاي نادرست آنان بپردازيم. در اينجا با عرض پوزش اجازه مي خواهم كه به زبان ساده و عاميانه حق مطلب را ادا كنم و بگويم كه ما نبايست هر غلطي را كه غربي ها كردند تكرار كنيم!

 

بنابر تخمين دانشمندان اگر مصرف و سبك زندگي همه جهانيان بسان سطح مصرف و استاندارد زندگي يك كانادائي مي بود ما به سه كره زمين نياز داشتيم. به ياد هموطن و همشهري بزرگوار خود سعدي شيراز بايد در اينجا و بسياري از مواقع ديگر پند او را راهنماي خويش قرار دهيم. ادب از كه آموختي از بي ادبان. بنابراين ما مي توانيم از بسياري از كارهاي خوب غربي ها درس بگيريم و اما مي بايست از اشتباهات فراوان آنان هم پند گرفته و به تكرار آنها نپردازيم. نياز و اجباري نيست كه ما اشتباهات انقلاب صنعتي را مبني بر مصرف و تاراج انرژي و ماده تكرار كنيم. نكته مهم ديگر آنكه بايد عاقبت آموخت كه همبستگي ملي را حفظ كنيم و منابع كشور را به تاراج بيگانه ندهيم. از بزرگان تاريخ خويش بياموزيم كه در زندگي پرارج خود به كوتاه نمودن دست متجاوز از منابع و ذخائر ملي همت نمودند. ما و در كل تمامي كشورهاي در حال رشد وجهان سوم بايد بكوشيم منابع و ذخائر انرژي و مواد معدني خود را به بالاترين قيمت ممكن بفروش رسانيم. اين مهم منافع بسياري در بردارد. از جمله دو منفعت عظيم آن اين است كه اولا:

 

از حقوق خود دفاع كرده ايم و منابع كشور را به تاراج نداده ايم چه عاقبت بايد درك كرد كه گنج قارون هم روزي اتمام پذير است. عمده منافع اين منابع مي بايست عايد كشورهاي مالك آنها گردد و نه عايد كارتل هاي زالو صفت جهاني و ثانيا:

 

با فروش گران و تا حد امكان بالاي اين منابع بزرگترين خدمات را در حفاظت از محيط زيست انجام داده ايم. با گران نمودن اين منابع به دنيا علامت مي دهيم كه با منابع و ذخائر انرژي مي بايست معقولانه و صرفه جويانه رفتار نمود. بايد آموخت كه از حداكثر راندمان انرژي و ماده بهره گرفت. اگر در اين مهم موفق شويم مي توان با غرور و به حق گفت كه بزرگترين خدمت را براي طبيعت و حفاظت از محيط زيست انجام داده ايم.

 

اين نكته دوم بخش عمده اي از انگيزه رفرم اكولوژيك ماليات و در واقع اساس و آغاز را تشكيل مي دهد. راجع به مفهوم اين رفرم در متن كتاب توضيحات بيشتري ارائه شده است. سران اوپك مي بايست با همبستگي و اتحاد تلاش نمايند تا حد امكان بهاي نفت را افزايش دهند و با يكپارچگي به اداي وظائف خود در حفظ منافع ملل خويش وايفاي مسئوليت خطير جهاني خود در حفاظت از منابع و ذخائر طبيعي واقف گردند. دول كشورهاي صنعتي مي بايست در درجه نخست بهاي واقعي منابع انرژي و مواد خام را به صاحبان اصلي آنها كه در اكثر موارد كشورهاي در حال رشد و جهان سوم هستند بپردازند و در درجه دوم با تصويب رفرم اكولوژيك ماليات قيمتهاي واقعي انرژي و منابع طبيعي را از ملل خود درخواست نمايند. اينك به ذكر تدابير عملي در مبارزه با آلودگي ها و مشكلات موجود مي پردازم كه با اجراي آنها مي توان مجددا از محيط و آب و هوائي سالم براي زندگي برخوردار گشت و ديگر غبطه گذشته هاي خوب را نخورد.

 

مهمترين و كارآراترين اقدام يك اقدام سياسي است. اجراي يك برنامه ريزي جهاني است. يك برنامه ريزي جهاني همانند اجراي طرح مارشال كه آمريكا به بازسازي كشورهاي با خاك يكسان شده اروپا و مهمتراز همه آلمان و فرانسه پرداخت. اگر با تشكيل يك صندوق جهاني براي طرح بازسازي زمين و مبارزه با مشكلات زيست محيطي تمامي كشورهاي جهان متناسب با جمعيت اكولوژيك خود متعهد به پرداخت سهم خود به اين صندوق گردند مي توان به راحتي متصور شد كه در كوتاه ترين زمان ممكن بسياري از آلودگي ها و مشكلات زيست محيطي ريشه كن شده و اساس حل مشكلات بزرگتر مانند مشكلات گلخانه اي و افزايش درجه حرارت سطح زمين و سوراخ ازن كه از نظر زماني به مدت مديدتري نيازمندند گذارده خواهد شد. در متن كتاب چه ترجمه فارسي و چه اصل آلماني آن در مورد جمعيت اكولوژيك توضيح كامل داده شده است. بر اساس اين تعاريف و توضيحات جمعيت اكولوژيك آمريكا از جمعيت اكولوژيك چين بسيار بيشتر است اگر چه كه جمعيت واقعي آمريكا تنها يك چهارم و يا يك پنجم جمعيت واقعي كشور چين است. بنابراين خواننده عزيز متوجه مي شود كه منظور از جمعيت اكولوژيك مصرف منابع و ذخائر ماده و انرژي است كه جمعيت واقعي يك كشور مرتكب مي شود. اينك با آوردن مثالي سعي مي كنم مفهوم اين عبارات را براي خواننده عزيز روشن نمايم. اگر آمريكا از جمعيتي معادل دويست و پنجاه ميليون نفر برخوردار باشد و هرفرد آمريكائي بطور متوسط سي برابر يك فرد بنگلادشي به مصرف منابع ماده و انرژي بپردازد جمعيت اكولوژيك آمريكا معادل با هفت و نيم ميليارد نفر است و اگر جمعيت واقعي كشور بنگلادش سيصد ميليون نفر باشد جمعيت اكولوژيك اين كشور هم برابر با سيصد ميليون نفر خواهد بود. در اينجا از آمريكا و بنگلادش مثال آورديم زيرا كه با توجه به اينكه يك فرد آمريكائي پرمصرف ترين فرد جهان و يك فرد بنگلادشي كم مصرف ترين فرد است مي توان اين دو فرد و يا اين دو كشور را در تناسب و معادلات قرار داده و به يك ضريب تناسب به منظور حل مشكلات زيست محيطي دست يافت.

 

چنانچه ملاحظه نموديد در اين مثال و براي محاسبه جمعيت اكولوژيك به يك ضريب نيازمنديم كه من آنرا ضريب اكولوژيك جمعيت مي نامم. اين ضريب را مي توان براي تمامي كشورهاي دنيا و در تناسب با مصرف ماده و انرژي آنها نسبت به يك فرد بنگلادشي و يا آمريكائي محاسبه نمود. پس از محاسبه اين ضريب براي تمامي كشورهاي جهان و تشكيل يك جدول بنام جدول محاسبه اكولوژيك جمعيت مي توان جمعيت اكولوژيك هر يك از كشورها را به سادگي تعيين نمود. براساس جمعيت اكولوژيك هر كشور مي بايست سهم خود را به صندوق بازسازي زمين بپردازد. خواننده گرامي هموطن متوجه است كه بسياري از مشكلات و مسائل را مي توان به همين راحتي و سرعت حل نمود. تنها شرط همان خواست واقعي است. آيا دولتها و افرادي كه گلوي خويش را در دادن شعار براي حل مشكلات زيست محيطي پاره مي كنند بطور جدي خواستارحل اين مسائل هستند يا اينكه متاسفانه بايد گفت كه بسياري از آنها عروسك هاي دست ساخته كارتل هاي بزرگ جهانخوار هستند كه تنها زمان انتخابات مردمي مي شوند و چندين شعار مردم پسند مي دهند.

 

در اينجا توجه خواننده محترم را به يك نكته مهم جلب مي كنم. اگر چه مسئوليت عمده بسياري از مشكلات زيست محيطي و غارت منابع وذخائر را به حق آمريكائي و اروپائي ها بعهده دارند متاسفانه تمامي انسانهاي روي زمين از عواقب اعمال احمقانه آنها برخوردار مي شوند و نمي توان بسادگي از باراين مسئوليت جهاني شانه خالي نمود و گفت كه هر كه طبقات جوي ازن را سوراخ كرده است خود سوزن نخ به دست بگيرد و آن را بدوزد. متاسفانه مشكلات و معضلات جهاني زيست محيطي مثال مرگ را دارد يعني در اين مورد هم مي بايست گفت شتري است كه در خانه هر كس مي خوابد. چه گناهكار و چه بي گناه تر و خشك با هم خواهند سوخت.

هدف من از ترجمه كتاب

اين كتاب تنها يك كتاب تئوري نيست. فرد آگاه و دلسوز مي تواند با مطالعه اين كتاب علاوه بر افزودن به علم و سطح آگاهي خود بويژه در زمينه محيط زيست با پنجاه مثال و مورد عملي مختلف آشنا گردد. با خواندن اين پنجاه مثال حداقل به پنجاه شيوه گوناگون در افزايش سطح راندمان انرژي و بازدهي ماده و يا پنجاه اسلحه مختلف در مبارزه با مشكلات و آلودگي هاي زيست محيطي عالم و مجهز گرديده ايم.

 

ما هنوز با بسياري از مشكلات كلاسيك زيست محيطي كه در اين ميان براي غرب حل شده اند دست و پنجه نرم مي كنيم. يكي از مهمترين اين مسائل ترافيك شهرهاي بزرگ و بخصوص مشكلات ويژه شهر تهران مي باشد. آلودگي هاي هوا در شهرهاي بزرگ ايران سرسام آور است و اين نه تنها از كيفيت لحظه اي زندگي كاسته بلكه در ميان و دراز مدت در ايجاد بيماري هاي مختلف از قبيل سرطان ريه و پوست سهم و نقش عمده اي دارد. آلودگي هاي آبهاي زميني و زيرزميني بوسيله فاضلاب كارخانجات و صنايع گوناگون بخصوص شيمي و گالوانيك مي تواند زندگي موجودات دريائي و اكوسيستم ها را فلج كرده و با مسموم گرديدن آبها و آبزي ها با مواد شيميائي و فلزات سنگين آدميان را هم مسموم و از لذت غذاهاي دريائي باز مي دارد. آلودگي هاي هوا زمين و آب را هم بزودي مسموم مي نمايد. با وجود گازهاي مختلف در هوا از جمله دي اكسيد گوگرد و انواع اكسيدهاي نيتروژن حاصل از سوخت بنزين و گازوئيل اتومبيل ها از يك طرف و ريزش باران از سوي ديگر باران هاي اسيدي توليد مي گردد كه در نابودي درختان و جنگل ها سهم بسزائي دارند. نيترات هاي خاك افزايش مي يابند و ...

 

انقلاب صنعتي و مشكلات گوناگوني كه آن براي غرب در پي خود آورده است ميتواند درس هاي آموزنده اي براي ما باشد. شناخت راه هائي كه كشورهاي صنعتي در اتلاف واسراف ماده و انرژي در پيش گرفته اند و متاسفانه هنوز هم عمدتا ادامه مي دهند مي بايست درس عبرتي براي ما باشد.

 

در كشور پهناور ما با آن تنوع آب و هوائي مختلفي كه وجود دارد امكانات گوناگوني را در بكار گرفتن انرژي هاي قابل تجديد همچون انرژي باد و انرژي خورشيدي و انرژي آبها را به ما مي دهد. با در اختيار داشتن چنين امكانات عظيم مي بايست استفاده از نيروگاه هاي اتمي را از فكر خود بيرون نمود. ازچرنوبيل و عواقب آن بياموزيم و انديشه استفاده از انرژي و رآكتورهاي اتمي را از سر بزدائيم. و به حق كه با همه امكاناتي كه در توليد بي زيان انرژي در ايران خود داريم كاربرد انرژي اتمي براي توليد برق در كشور را تنها مي توان كاري جنون آميز نام نهاد و بس. و افرادي كه بدنبال آن باشند يا از عقل ساقطند و يا اينكه بي وطن و از خيانتكارند كه بخاطر منافع شخصي و پورسانت ها مردم و كشور خود را مي فروشند.

 

تنها با به كار گرفتن لامپ هاي پر راندمان و صرفه جو در انرژي مي توان مصرف برق خانگي را در تمامي ايران به يك پنجم مصرف كنوني رساند. بر اساس محاسباتي كه من كرده ام حداقل مي توان در مورد تامين روشنائي خانگي سراسر كشور رقمي معادل يك ميليارد مارك صرفه جوئي و پس انداز نمود. و شايد تنها با اجراي اين يك گام لزومي به قطع برق و جيره بندي آن در تابستانهاي گرم و طاقت فرساي ايران نباشد.

 

با توجه به اين يك نمونه و تنها اين يك مثال خواننده عزيز مي تواند متصور گردد كه اگر در تمامي موارد ديگر هم از شيوه هاي صحيح و كاربرد راندمان در انرژي و ماده بهره بگيريم چه مبالغ هنگفت ديگري را مي توان پس انداز نمود. با اين مبالغ صرفه جوئي شده مي توان براي دانش آموزان و دانشجويان هموطن بورس هاي تحصيلي پرداخت و يا سيستم منظمي براي ترافيك شهرهاي بزرگ و شهر تهران تاسيس نمود. سيستم ترافيك شهرهاي بزرگ و شهر تهران را مي توان چنان تاسيس نمود كه نه تنها از نظر مالي خود كفا گردد و به يارانه هاي دولتي نيازي نباشد بلكه سود آور هم باشد. البته شرط نخست آن است كه دست آقايان و آقازاده ها از دزدي بيت المال كوتاه گردد و حساب و كتابي در كار باشد.

 

طرح هاي جامع و عملي در مورد ترافيك در ايران را محاسبه كرده ام. اگر اين طرحها پياده گردد احتياجي به مترو و صنايع ديگران هم نيست. هموطن عزيز بايد بداند كه فرصت زيادي در اختيار نداريم. اينك هنوز نفت داريم و با صادرات آن بودجه كشور را تامين مي كنيم. در سي سال آينده كه از نفت خبري نيست چه خواهيم كرد؟ البته بنيان و اساس تمامي كارهاي مردمي وجود يك سياست و حكومت مردمي است. حكومتي كه در آن دزدها راس كار نباشند و دلسوخته ها و آزاديحواهان در زندان و غربت نپوسند.

 

اگر با ترجمه اين كتاب توانسته باشم براي هموطنم انگيزه هائي در كاربرد صحيح منابع و ذخائر ماده و انرژي ايجاد كرده باشم و اگر با ترجمه اين كتاب موفق به اشتعال شعله اي از شور و شوق به منظور انجام عمليات مترقي و كاربرد صحيح انرژي در ايران گشته باشم تا حدود مطلوبي به اهداف خود نائل آمده ام.

 

با اينكه ترجمه اين كتاب در سال 1997 خاتمه يافت و از آن زمان تا كنون كتاب كامل و آماده چاپ در ايران مي باشد هر زمان به بهانه هائي چاپ آن به تعويق مي افتد. در اين ميان با همت برخي از دوستان به چاپ كامپيوتري و پخش آن از طريق اينترنت كرده ايم. اگر ديگر دوستان وهموطنان گرامي بخواهند ما را در انتشار اين كتاب مفيد ياري دهند و يا علاقه مند به داشتن ترجمه فارسي كتاب باشند خوشحال مي شويم كه با آدرس الكترونيكي زير با ما تماس بگيرند.

 

ضمنا من و چندين دوست هموطن و غير هموطن به تاسيس انجمني بر عليه نژاد پرستي زور و جنگ در آلمان و جهان دست زده ايم. در اين رابطه داراي يك صفحه وب مي باشيم. اگر از دوستان فردي مايل به حمايت و همكاري از اين مهم باشد و يا خواهان انتشار مقاله خود در اين صفحه باشد خوشحال مي شويم كه با ما تماس بگيرند.

با تشكر

جواد ولدان

e-Mail: Redaktion@Ihrkotztmichan.de

WebSite gegen Diskriminierung, gegen Gewalt & gegen Krieg:                       

http://www.Ihrkotztmichan.de

 

 

 

 

Home