Http://Www.Iran-Azad.De







Politik

 

مصاحبه اختصاصي ايران آزاد با سعيد شاهسوندي
عضو سابق كادر مركزي سازمان مجاهدين خلق ايران

 

سايت ايران آزاد در مصاحبه اي اختصاصي با سعيد شاهسوندي سوالات جامعي را براي ايشان مطرح نمود. از آنجا كه آقاي شاهسوندي خواستار پاسخ كامل و دقيق به اين سوالات مي باشد اين مصاحبه بسيار طولاني خواهد گرديد. از اينرو ما ابتدا به طرح سوالات در زير پرداختيم و پاسخ آنها را بتدريج براي خوانندگان خود در همين محل خواهيم آورد.


مصاحبه اختصاصي با سعيد شاهسوندي

س1. آقاي شاهسوندي با تشكر از اينكه دعوت ما را براي مصاحبه پذيرفتيد اگر چه كه شما براي بسياري از مردم ايران چهره سرشناسي هستيد براي ما بفرمائيد كه سعيد شاهسوندي كيست؟

در فرودين 1329 در شيراز بدنيا آمدم. فعاليتهاي سياسي اجتماعي خود را از دبيرستان شروع كردم. چند سالي عضو انجمن حجتيه بودم. در سال 1347 وارد دانشكده مهندسي دانشگاه شيراز شدم. همراه با تعدادي از دوستان آن زمان گروه كوچكي تشكيل داديم. گروه كوچك ما در ارتباط با تشكيلات مخفي كه بعدها نام سازمان مجاهدين خلق ايران بر آن گذارده شد قرار گرفت و بدين ترتيب من يكسال بعد از ورود به دانشگاه عضو تشكيلات مجاهدين شدم. در پي يورش ساواك به سازمان مجاهدين در شهريور 50 موفق به فرار شدم؛ از شيراز خارج شده و در تيم هاي مخفي سازمان به فعاليت پرداختم. سالهاي 50 تا 54 در شهرستانهاي مختلف ايران به فعاليت مشغول شدم. در سال 54 در پي بروز اختلافات ايدئولوژيكي درون سازمان من در كنار مجيد شريف واقفي همراه با مرتضي صمديه لباف اولين هسته مقاومت اصولي در برابر جريان توتاليتار و سركوبگر درون سازمان را تشكيل داده و از اينرو به خائن هاي شماره يك, دو و سه ملقب شديم (خائن شماره يك: مجيد شريف واقفي, شماره دو: مرتضي صمديه لباف و خائن شماره سه: سعيد شاهسوندي). در ارديبهشت 54 توسط ساواك دستگير شدم و بعد از گذشت يكسال در دادگاه نظامي شاه به اعدام و سپس به حبس ابد باضافه 45 سال محكوم شدم. در ديماه 57 در جريان انقلاب از زندان آزاد شدم. در سال 58 ازدواج كردم كه محصول آن دو فرزند است بنامهاي شريف 23 ساله و شادي 8 ساله. در سال 60 براي راه اندازي راديو مجاهد به كردستان رفتم. سالهاي 60 تا 67 در بخش هاي مختلف سازمان در كشورهاي مختلف به فعاليت مشغول بودم. در سال 67 در جريان عمليات موسوم به فروغ جاويدان طي چند مرحله مجروح و بالاخره دستگير شدم. اينبار نيز بعد از چهار سال و پس از تحمل شكنجه هاي گوناگون در جمهوري اسلامي بنا به شرحي كه خواهم گفت از زندان آزاد شدم و از همين سال در آلمان شهر هامبورگ با خانواده ام زندگي, كار و فعاليت سياسي, به نوعي كه اكنون قبول دارم, مي كنم.

س2. آقاي شاهسوندي شما در چه تاريخي و چگونه با سازمان مجاهدين خلق آشنا شديد؟

فكر مي كنم در جواب سوال اول پاسخ اين سوال را داده باشم.

س3. آقاي شاهسوندي بفرمائيد كه همرزمان شما در طول فعاليت هاي شما در سازمان چه كساني بودند؟

طي نزديك به 20 سال فعاليت سازماني طبعا ليست ياران, همرزمان و مسئولان من ليست بالا بلندي است كه من به اختصار آن را به دو ليست الف و ب تقسيم مي كنم:

الف) آنها كه زنده اند: جواد برائي, مهدي محصل, احمد حنيف نژاد, عباس داوري, اسماعيل يغمائي و بالاخره مسعود رجوي از جمله افراد خوشبختانه زنده اي هستند كه هر كدام به شكلي و در مدت زمانهاي مختلفي با آنها در ارتباط مستقيم بوده ام و خاطراتي از هر كدام از آنها دارم.

ب) آنها كه شهيد و جانباخته اما زنده يادند. اين شهدا و جانباختگان هر كدام به شكلي در زندگي و سرنوشت من نقش بازي كرده اند. اين همرزمان خاطره انگيز عبارتند از: فرهاد صفا, احمد رضائي, كاظم ذوالانوار, ستار كياني, مجيد شريف واقفي, مرتضي صمديه لباف, احمد شادبختي, حميد خادمي, موسي خياباني و بالاخره كمال رفعت صفائي.

س4. آقاي شاهسوندي براي ما بگوئيد كه نظر شما در باره انقلاب ايدئولوژيك سازمان در سال 1364 چه بود و اينك نظر شما در اين باره چيست؟

انقلاب ايدئولوژيك در سازمان مجاهدين در سال 64 محصول يك شكست و آغاز شكست هاي بعدي بود. در اواخر سال 63 مجاهدين از جنبه هاي گوناگون در بن بست قرار گرفته بود. انقلاب ايدئولوژيك تلاشي غيردمكراتيك براي برون رفت از اين بن بست بود. توضيح آنكه اواخر سال 63 پيش بيني سازمان به لحاظ خطوط استراتژيك يعني وعده سرنگوني كوتاه مدت رژيم كاملا نادرست از آب درآمده بود. در گوشه و كنار سازمان اعتراضاتي سربلند كرده بود كه معروفترين آن در آن زمان اعتراض پرويز يعقوبي از اعضاي قديمي و باجناق سابق مسعود رجوي بود. متحدين سازمان در شوراي ملي مقاومت نيز كه بطلان ادعاهاي رجوي مبني بر سقوط كوتاه مدت رژيم جمهوري اسلامي را مي ديدند بناي اعتراض و جدا سازي حساب خود را آغاز كردند. جدا شدن بني صدر رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت و پدر همسر وقت مسعود رجوي , جدا شدن شماري از اعضاي مستقل ملي مقاومت نظير آقايان مهدي خانبابا تهراني و بهمن نيرومند و بالاخره جدا شدن حزب دمكرات كردستان ايران پايه هاي اتحاد سياسي موسوم به شوراي ملي مقاومت را به لرزه در آورد. در سطح بين المللي نيز با پيشرفت ديپلماتيك جمهوري اسلامي بخصوص در رابطه با دولت فرانسه امكانات و روابط بين المللي سازمان دچار خدشه جدي شده بود كه بنظر من اينها همه ناشي از فقدان مناسبات دمكراتيك در درون سازمان و نيز در رابطه با سازمان و متحدانش بود. حداقل پاسخ دمكراتيك جهت برون رفت از چنين بن بستي تغييرات جدي در راستاي دمكراتيزه كردن سازمان بود و اين يك انتقاد از خود بسيار جدي از جانب رجوي را طلب مي كرد. آقاي رجوي بجاي اين پاسخ متحدين معترض خود را با ماركهاي ناشايستي نظير “سازشكار” و “خائن” مورد حمله قرار داد و بگمان خود منزوي و ساكت نمود. او در درون سازمان نيز سعي نمود با حذف و نفي همان حداقل سلسله مراتب هاي درون تشكيلاتي كه تا آنزمان گفته مي شد براساس سانتراليزم دمكراتيك است سلسله مراتب مريد و مرادي و در واقع “ولايت فقيه”  انقلابي (؟!) را جايگزين نمايد. بدين معني كه گفتند رجوي ديگر به كادرها و بدنه سازمان پاسخگو نيست و اين يك نوع راه حل وارو و باصطلاح فرار به جلو بود كه اگر چه براي مدتي كوتاه بر اعتراضات و نارضايتي ها و جدا شدن ها سرپوش گذاشت اما مشكلات را به عمق برد تا زمان ديگر مشكل بصورتي جدي تر سرباز نمايد. از اين جهت است كه مي گويم انقلاب ايدئولوژيك محصول يك شكست است و خود باعث شكست هاي بعدي از جمله شكست بزرگ در عمليات موسوم به فروغ جاويدان گرديد. چرا كه آن حداقل مناسبات دمكراتيك و حق انتقاد و اعتراض نيز عملا از اعضا و حتي كادرها و مسئولان سلب شد و همه مجريان اراده “رهبري عقيدتي” كه ترجمه محترمانه ولايت فقيه است شدند.   

س5. آقاي شاهسوندي از نظر سازمان شما يك خائن هستيد. سازمان شما را متهم به سو استفاده مالي مي كند. سازمان شما را متهم به همكاري با رژيم جمهوري اسلامي مي نمايد. در اين باره چه مي گوئيد؟

س6. آقاي شاهسوندي علي زركش كه بود و با او چگونه آشنا شديد و نظرتان در باره او چيست؟

س7. علي زركش از طرف سازمان خلع مقام و به اعدام محكوم شد. اگر چه اين حكم اجرا نگرديد نظر شما در اين باره چيست؟ چگونه ممكن است فردي را كه در مركزيت مجاهدين و قائم مقام مجاهدين و مسئول بخش نظامي سازمان در ايران بود بدين صورت از سازمان كنار گذاشت؟

س8. علي زركش داوطلبانه در عمليات فروغ جاويدان سازمان مجاهدين عليه رژيم اسلامي شركت نمود و به شهادت رسيد. چگونه ممكن است فردي را كه سازمان به اعدام محكوم مي كند خود داوطلبانه در عمليات نظامي شركت كند و كشته شود؟

س9. شنيده ايم كه شما در لحظات آخر زندگي زركش با او بوديد و با او در عمليات فروغ جاويدان شركت داشتيد. از او و لحظات آخر زندگي او براي ما بگوئيد.

س10. آقاي شاهسوندي اختلافات شما با سازمان مجاهدين خلق چه بود و از چه زماني شروع شد؟

س11. با توجه با اختلافاتي كه شما با سازمان داشتيد علت شركت شما در عمليات نظامي فروغ جاويدان چه بود؟

س12. شما در اين عمليات چگونه دستگير شديد و بعد از دستگيري به شما چه گذشت؟ رفتار رژيم اسلامي بعد از دستگيري با شما چگونه بود و شما چه مدت زماني را در زندان گذرانديد؟

س13. مسعود رجوي كيست؟ نظرتان در باره او چيست؟

س14. بسياري از مردم ايران با تنفر از مجاهدين خلق ياد مي كنند. در اين باره چه مي گوئيد و علل اين تنفر را چه مي دانيد؟

س15. بسياري از مردم و روشنفكران ايراني معتقدند كه در سازمان مجاهدين شعار حزب فقط حزب الله و رهبر فقط رجوي حاكم است. نظرتان در اين باره چيست؟

س16. سازمان مجاهدين چگونه رهبري مي شود. آيا سانتراليسم و يا دمكراتي در اين سازمان حاكم است؟

س17. چرا هر كس كه با سازمان اختلاف بينشي و يا سياسي بهم مي زند خائن معرفي مي شود؟ آيا هر كسي كه با سازمان مجاهدين همكاري نكند و مشي مسلحانه اين سازمان را قبول ننمايد نشان دهنده آن است كه با جمهوري اسلامي موافق است و يا با اين رژيم همكاري دارد؟ چرا اينگونه نظرات انحصار طلبانه و تنگ نظري ها در سازمان حاكم گرديده است؟

س18. بسياري از مواضع سازمان از قبيل مشي مسلحانه خروج با بني صدر ازدواج با مريم قجر عضدانلو و اقامت در عراق و حمله نظامي از خاك عراق به ايران و با پشتيباني صدام براي مردم ايران قابل هضم نيست. نظر شما در اين موارد چيست؟

س19. آينده سازمان مجاهدين را چگونه مي بينيد؟

س20. آينده رژيم اسلامي را در ايران چگونه مي بينيد؟ آيا در يك كشور جهان سوم همانند ايران با آن منابع نفت و مواد خام حرف از آزادي و آينده اي دمكراتيك زدن رويا نيست؟

س21. آقاي شاهسوندي فعاليت سياسي اجتماعي شما در حال حاضر چيست؟

س22. زندگي روزمره سعيد شاهسوندي در آلمان چگونه مي گذرد؟

س23. اهداف و برنامه هاي شما براي آينده چيست؟

س24. براي بسياري از افراد و دوستاني را كه من مي شناسم اين سوال مطرح است كه چگونه ممكن است كه رژيم جمهوري اسلامي شما را يعني يك فرد از مركزيت مجاهدين را از زندان آزاد نمايد؟

س25. در پايان و با تشكر دوباره از اينكه وقت خودتان را در اختيار ما گذاشتيد اگر مطالبي داريد كه ما عنوان نكرديم بفرمائيد.

 

 

 

 

Home