Iran-Azad, Das Persische Kultur-Wissenschaft-Portal
تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد

مجلات اینترنتی

 نامه های رسیده
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
شکستن فیلترهای اینترنتی 
يك شركت آمريكايي، اقدام به توليد و انتشار رايگان
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است


 

 

Persisch lernen!

 

 

مقالات

بخش كتاب

بخش فرهنگي

معرفي كتاب
ليست كتاب و جزوه هاي موجود
اشعاری از شاعره ايرانی در هجرت

 

ننه کماندو
نادره افشاری

نقش عبدالکریم سروش در فاجعهء انقلاب فرهنگی
بهرام رحمانی

مذاهب با اهداف واحد، بخش 3

مذاهب
با اهداف واحد، بخش 2


مذاهب با اهداف واحد، بخش 1

دو قطعه
شعر از نازنین پایمرد

ژانویه و مارس 2007

قابها

جواد ولدان. صابر
 
پیشگفتاری بر "سخنرانی آقای فلکی پیرامون تحلیل و بررسی مجموعه آثار"
ژاله متین

مصاحبه ماها با ساقی قهرمان

اتود
ژاله متین


واژه گان جاندار
ژاله متین

نوروزانه
ژاله متین

غوک
ژاله متین

معرفي كتاب فاكتور چهار
از مهندس جواد ولدان مترجم فارسي كتاب فاكتور چهار

بررسی
کوتاهی پیرامون مسخ کافکا
ژاله متین

نقدی اجمالی بر اشعار ترانه های ایرانی
ژاله متین


چیزی مثل شعر

ياسر عزيزي
وقتي مي خواهي از درد سخن بگويي همه وجود مي لرزد. ذهن قلم در محاق بهت رنج نمي تراود. اما وقتي درد مهندسي نمي شود

مواظب باش! مواظب باش!
زيبا


”ميوه“

شعری از جواد ولدان
به دختر عزیزم ...!
ادامه در


جرقه آتش شده، بذر گل گرده
شعری از جواد ولدان
به دختر عزیزم ...!
ادامه در


بحران روشنفكري

یاسر عزیزی
تاريخ سياسي يكصد ساله اخير ايران چهره هاي زيادي به خود ديده است كه به نوعي خود را روشنفكر خوانده اند و بر اين اساس افرادي نيز دنباله رو و مقلد اين ظاهرا روشنفكران شده اند و تداوم راه اين راهبران فكري را وجهه همت ادامه در

برای من گريه و زاری نکنيد!
من فرهنگ
اصيل پارسی را پاس نمی دارم !
زيبا. هامیورگ

من و اکبر سردوزامی
غلامعلی باریک بین
هامیورگ

2005 نوامبر

 سال ها پیش کارهای سردوزامی را می خواندم. چند سالی  وقفه افتاد در این خواندن ها. به همت اینترنت, که دسترسی به " آدم" ها  را آسان کرده, باری دیگر به سراغ سردوزامی  رفتم.  نقدش بر کتاب " مردی در حاشیه" از " شهرام رحیمیان" را ادامه در

نوشتاري كوتاه در خصوص اولويت و ضرورت مبارزات فرهنگي
از مسئول سايت مهندس جواد ولدان
دسامبر 2005

ايران آزاد- قريب به چهار سال است كه مبارزات و فعاليت فرهنگي علمي سياسي خود را از طريق رسانهء جهاني اينترت هم در اختيار هموطنان و جهانيان قرار مي دهيم. در اين مدت همواره بنا به اعتقادات راسخ خويش به آزادي برابري و جمهوري فدراتيو و دمكراتيك حرمت آزادي را پاس داشته ايم. مقالاتي را كه ديگران به دلائل ترس، محافظه كاري و حفظ ”وجههء“ سنتي سياسي اجتماعي خود از درج آن عاجز بودند در سايت ايران آزاد آورده ايم و مي آوريم. سخنان و نوشتار همگان را به گوش خوانندگان و بينندگان خود رسانده ايم و در اين راه تنها شروط انتشار يك نوشته را ”داشتن حرفي براي گفتن به دور از شعار و دودوزه هاي سياسي“ و ”عدم هتك حرمت و فحاشي به ديگران“ قرار داده ايم.

ما سخت بر اين باوريم كه جامعهء كنوني ايران به لحاظي و از جمله به لحاظ سير و تكامل تاريخي اجتماعي پروسه اي مشابه با جامعهء چند صد سال قبل اروپا‏‏، ”زمان قبل از رنسانس اروپا“ و ”زمان توليت كليسا بر فكر و جان و مال و اعتقادات مردم“ و ”زمان سوزاندن زنان بعنوان جادوگر“ را از سر مي گذراند. ساده تر بگوئيم به لحاظ جمود و انحطاطات فكري فرهنگي و سنتي ما تشابهاتي با جامعهء آنزمان اروپا مي بينيم. در چنين جامعه اي چندان تفاوت نمي كند، كه چه كسي بر سر قدرت باشد. تا زماني كه مردم توان فكري فرهنگي برپائي يك حكومت شورائي و مردمسالاري را نداشته باشند، از نظر ما بي تفاوت است كه چه كسي حكومت مي كند. چه هر حكومت ديگر هم، تا مردم ندانند كه چه مي خواهند و تا مردم از بلوغ فكري فرهنگي لازم برخوردار نباشند، دير يا زود به استبداد و چپاول مي كشد. بنا بر اين اعتقاد و بنابر اين تحليل ما، ايران آزاد رسالت و نقش اصلي خويش را در مبارزات ضد استبدادي، چه شاه، چه آخوند و چه هر جانور ديگر، در مبارزات فرهنگي و تلاش در نيل به بلوغ فكري فرهنگي جامعه ايران مي داند. ما در پي تعويض حكومت به طريق مبارزات سياسي نيستيم. به اندازهء كافي هستند كساني كه در اين راه تلاش مي كنند و برخي نيز براي حكومت آينده تيز كرده اند. ما از هم اكنون كمال اطمينان را داريم كه در حكومت و حكومتهاي آتي هم ما در اپوزيسيون باقي خواهيم ماند. ما به دور از اين جنجالات سياسي تلاش داريم كه به شكلي مستمر در تداوم بلوغ فكري فرهنگي جامعهء ايراني، چه در داخل و چه در خارج از كشور، مثمر ثمر واقع شويم. باور ما آن است كه اگر جامعهء ايراني از بلوغ فرهنگي و رشد فكري كافي برخوردار بود، تن به استبداد نمي داد، نمي گفت ”چون زنبور شاه دارد ما هم بايد شاه داشته باشيم، ما از زنبور كمتريم؟“، دواي درد را در ”مفاتح الجنان“ و ”نذر كردن“ و ”انداختن سفره هاي ابوالفضل“ و ”ريش مقدس آقا“ نمي دانست. بنابر اعتقاد ما اگر مردم بخواهند و زماني كه از توان و بلوغ لازم برخوردار باشند خود به خود حكومت عوض مي شود. آنزمان كه سيب رسيده باشد خود از درخت مي افتد. در چنين شرايطي مستبد ديگري جرئت اظهار وجود نخواهد داشت. اين ”تقاضا“ است كه ”عرضه“ را به دنبال دارد. اگر مادر من، عمهء تو و پدر بزرگ او به تقدس ريش و نفس پاك آقا، آلت دست نشوند، دواي درد خويش را در ديگران نجويند، روباه و روباه صفتي يافت نمي شود، كه ريش بگذارد و ”نفس خوب و مقدس“ داشته باشد.

جامعه و سنت ايراني عيوب بسيار دارد. در اين جامعه بعلت استبداد چندين هزار ساله تزوير و ريا، دو روئي و صد چهرگي بيداد مي كند. اين تزويرها، وسائل لازمهء حيات و ادامهء حيات در چنين جوامعي است. جامعهء ايراني از گفتن حقايق ترس دارد، بالغ نشده ايم، بايد خودمان را گول بزنيم و گولمان بزنند. جامعهء ايراني دروغگو و مزور است. تعارف زياد مي كند، به خيال خود مهمان نواز است، اما پشت سر حرف و غيبت را شروع مي كند. ما خود را نيافته ايم. ”خود“ را نمي شناسيم (اين مباحث را به تفصيل در سري مقالات دنباله دار خود در دوازده قسمت تحت عنوان ”آزادي، برابري و جمهوري دمكراتيك: آري! اما، بدون فرهنگ مردمي و مردمي با فرهنگ، هرگز!“ در سايت ايران آزاد آورده ايم. خوانندهء عزيز علاقمند را به اين مقالات رجوع مي دهيم تا اعتقادات و تحليل ما را از شرايط موجود و اينكه چرا ما كار فرهنگي علمي را اولويت مي بخشيم، بهتر درك نمايد.) ما بخوبي بر اين واقفيم كه با اين انتقادات، با اين برخوردهاي سازنده با جامعه نمك به زخم داعيان ”تمدن چندين هزار ساله ايراني“ مي پاشيم. اين داعيان گلو پاره كن سلطنت طلب و مشروطه خواه هنوز درك نكرده اند كه ”آب رفته به جوي باز نمي گردد“ و هنوز فهم اين را ندارند كه ”گيرم كه پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل“.

بنابراين تحليل و اعتقادات ما مبارزه با ارزشهاي قهقرائي و سنن ارتجاعي تقويت و حمايت انسانهائي است كه اين معضل را به گونه اي درك كرده اند و يا به لحاظ شرايط زندگي شخصي خويش و جراحاتي كه از جماعت سالوسگر و مزور كشيده اند، عملا راه مبارزاتي خويش را يافته اند. به هنگام صحبت اينگونه ”مبارزان عملي“، اينگونه ”مبارزان فرهنگي“ جماعت عادت كرده به ”زور“، جماعت عادت كرده به ”خرافات و ارتجاع“ تاب تحمل شنيدن حرف آنان را ندارد. به اسم ”ادب“ به اسم ”ادب زن ايراني“ به نام ”آبرو“ و تحت لواي ”شرم و حيا“ و هزاران ارزشهاي متحجر ديگر كه قرون متمادي نسل به نسل به ما منتقل شده، نسل جوان و آينده را سركوب كرده و مي كنيم. يعني با دست خود بزرگترين سرمايه حياتي جامعه را، كودكان را خفه مي كنيم و بنام ”ادب“ از رشد طبيعي لازم خود جلوگيري كرده ايم. با اينگونه ارزشها ”كوچكترها“ را از حرف زدن و اظهار وجود در برابر ”بزرگترها“ باز داشته ايم. آنچنانكه مي بينيم بسياري از ما، بسياري از ما ايرانيها و جهان سومي ها از احقاق حق خويش در يك جامعه اروپائي عاجزيم، به هنگام يك سخنراني و عرض اندام كوچك هزاران رنگ مي شويم، هيجانزده مي شويم، تپش قلب مي گيريم. اينها توشهء راهي است كه ”بزرگترها“ به ما داده اند. بايد از خود سؤال كنيم مي خواهيم از اين به بعد هم ”درب بر اين پاشنه بچرخد“، آيا ما هم مي خواهيم كودكان خويش را همانند خود ”مزور“، ”ترسو“، ”با ادب“، ”تو سري خور“، ”دنباله رو كور سنت و خرافات“ و ”دنباله رو ارزشهاي متحجر“ بار بياوريم. مگر اين كودكان نيستند كه سرمايهء كشورند؟ بنابراين چگونه مي توان توقع داشت تا زماني كه به ”خود“ و ”خودشناسي“ و تفكر بر اعمال گذشتگان و خويش نپرداخته ايم و تا زماني كه راه صحيح نپيموده ايم ”ميوه“ اي برداشت كنيم؟

در اين راه، در راه اين مبارزه متداوم فرهنگي و مستمر هر گونه صدائي را كه بشنويم حمايت كرده و مي كنيم. هر گونه عرض اندامي را در مقابل ارتجاع و انحطاط و جمود، در مقابل اسارت و بردگي آداب و روابط دست و پاگير پشتيبان مي شويم. سعي مي كنيم در رشد و تكامل اين افراد گامي برداشته و از انتقاد و برخورد سازنده با آنان نيز هراسي نداريم و تذكر مي دهيم. بنابراين در اين مكان و از هم اكنون نوشته هاي ”زيبا“ را مي آوريم. ”زيبا“ به شناخت ما، زن صادق، بي ريا و ساده اي است كه حرف دلش را مي زند. او يك زنداني سياسي بوده است و شكنجه هاي پنج سالهء ارتجاع را به دوش مي كشد. زيبا دبير فرهنگي نشريهء ”ناوك“، در سالهاي 68 تا 71 در تهران بوده است. در ايران پزشكي خوانده، اما مانند برخي از پزشكان ”بيني اش را سر بالا“ نمي گيرد. زندگيش همان است كه مي گويد و مي بيني. ترس و واهمه اي هم از ”انگ خوردن“ ندارد. برعكس با بي ريائي خويش، با ”باز بودن“ خويش جماعت ”بسته“، جماعت ”سنتي“، جماعت ”ترسو“ و جماعت ”با ادب“ و بخصوص ”زنان سر به زير و باادب ايراني“ را به ترس و واهمه مي اندازد. با رفتار پر شهامت خويش آنان را، اين ”زنان با شرم و حياي ايراني“ را مي گويم، وا مي دارد كه براي اخراجش از جلسات و جوامع ايراني نقشه بكشند. البته اين نقشه كشي ها، اين شاخ و شانه كشيدنها، به نظر ما، در درجهء اول يك انگيزهء بسيار مهمتر دارد. اين انگيزه يك انگيزهء رواني معنوي است. حسادت است. ما بر اين باوريم كه بسياري از زنان كه در مخالفت و طرد زيبا كمر مي بندند، در واقع در خلوت به او حسادت مي ورزند. به نترسي او، به ”لات بودن“ او،  به آزادمنشي او، به يكرنگ بودن و بي آلايش بودنش حسادت مي كنند. اين افراد، به نظر ما، آرزو دارند كه دمي مانند زيبا و زيباها زندگي كنند، اما قيد و بندها و زنجيرهاي آداب و رسوم، زنجيرهاي گوناگون جامعه و روابط آنچنان آنان را محكم اسير و بردهء خود نموده است كه توان به خود آمدن و ”خود بودن“ و پاره كردن اين اسارت و بردگي را ندارند. ما طرز رفتار و روش زندگي زيبا و زيباها را مبارزه مي دانيم، مبارزه اي فرهنگي، مبارزه اي بر عليه جمود و سنن. مبارزه اي بر عليه ”عروسك بودن زن ايراني“. نكتهء بسيار جالب اين است كه براي وي رفتار و طرز برخوردش آنچنان بديهي و مسلم است، كه با يك شكسته نفسي وافر آنها را بعنوان يك مبارزه، مبارزهء اجتماعي، مبارزهء فرهنگي ندانسته است. نوشته هاي زيبا شايد به لحاظ ادبي ارزش خاصي نداشته باشند، اما نوشتار او فرياد است، فريادي است كه از حلقوم زنان ستمديدهء ايراني بر مي آيد. فريادي كه ”با ادبان“، متحجران و سنت گرايان از شنيدن آن به خود مي لرزند.

 

ما نخستین دانشجویان اخراجی انقلاب فرهنگی 59

اجازه نخواهیم داد، قاب عکس ها را با قاب عکس عوض کنید

ما تنها به حاکمیت مردمی، به حاکمیت از پائین به بالا

به قاب عکس تودهء مردم، اعتقاد داریم!

 

 

 
ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad ©2002-2006
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است
Info@Iran-Azad.de

Dienstag, der 21. November 2017

در خصوص حمايت از اقليت ها
در خصوص
اولويت و ضرورت مبارزات فرهنگي

،آزادي، برابري و جمهوري دمكراتيك
سخن درد و درد سخن
تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد


  buch.de - einfach vielseitiger!

Faktor chahar / Waladan

معرفي كتاب فاكتور چهار
از مهندس جواد ولدان مترجم فارسي كتاب فاكتور چهار
انجمن هنر در تبعید برگزار می کند
چهارمین جشنواره

آثار نقاش مرحوم حسین فلاح خانی از امروز در اينجا

Asare Marhum H. Falahkhani