Iran-Azad, Das Persische Kultur-Wissenschaft-Portal
تفريحي
توريسمزیست محیطی
 ... جامعه و
فرهنگ و کتاب
فلسفه و روانشناسي
سياست و اقتصادگفت و گوتماس با ماگزينش زبانراهنماي سايتصفحه نخست

آگهی در ابران آزاد

 آرشیو ایران آزاد

حمایت مالی

در باره ایران آزاد

 کتابفروشی ایران آزاد

مجلات اینترنتی

 نامه های رسیده
Info@Iran-Azad.de
Info@IranClick.de
جای آگهی شما در ایران آزاد خالی است




جای آگهی شما

 


Persisch lernen!

 


شهلا آقاپور

ایران آزاد: خلاقیت، تفکر و انسانیت شهلا آقاپور این امکان را به ما می دهد که در بسیاری از زمینه ها با وی همکاری نزدیک داشته باشیم. شادی و سلامتی وجود نازنینش را آرزو داریم.


کبوتر ِان آزاد

عدالتِ  گُمشده  (يک)

فاحشه

زندگی نامه شهلا آقاپور

شهلا آقاپور شاعر، نقاش و مجسمه ساز،ازمادرو پدری آذری درتهران متولد شده است.
پس ازپايا ن دوره دبيرستان و دريا فت ديپلم دررشته های علوم طبيعی و ادبيات فارسی تحصيلاتش را در رشته های هنر و طراحی در دانشگاه  تهران گذرانده است. وی از سا ل 1365 ساکن آلمان ميشود و در سا ل 1373 رشته تعليم و تربيت اجتماعی و هنردرما نی را در برلين بپايان میرساند. سپس بعد از ادامه تحصيل هنر دردانشگاه برلين سا ل1381 موفق به دريافتِ فوق ليسا نس (ماستر) Master of Art (Arts in Context) يعنی (متخصص درآموزش ِ علم ِ  هنر  با پروژه های مختلف هنری) از دانشگاه هنرهای تجسمی برلين  میگردد.

 شهلا آقاپور پايان نامه اش را به نام هزار و يک پل به سو ی هنر که از تجربيات عملی و نظری پروژه های مختلف چندين ساله خودش را  به صورت کتاب که دارای داستانهای کو تاه ادبی و شعرب هم پيوسته اجتماعی و هنریست، نوشته است، که پا يه و اسا س آن به انسان و عشق معطوف است.

 شهلا آقاپور ازسال 1371 نمايشگاههای متعدد انفرادی و گروهی درگالری های مختلفآلمان بويژه در مراکز فرهنگ و هنربرلين برپا داشته، که نقاشيهای او در چهار کتابچه نقاشی گروهی و يک کتاب نقاشی (کاتالوگ) فردی (تکی) ازطرف اداره فرهنگ و هنر گالری اشتگليتس برلين چاپ شده است.

وی ازسا ل1374 نيز جلسات متعددی شعرخوانی به زبان آلمانی و فارسی درمجامع فرهنگی آلمان همچون خانه ادبيا ت "برتولت برشت"، "مجلس برلين"، "وزارت فرهنگ و هنر برلين" و غيره  برگزار کرده است.

شهلا آقاپور سه جلد کتاب شعر به زبان آلمانی و فارسی گزينه ی اشعار فلسفی و اجتماعی 1380-1370 به نام های، انديشه های حسی (چاپ ايران نشرقصه1384)، آشفتگی جهان و ذرات گرم حس(چاپ آلمان نشرآيدا 1384) به چاپ رسانده است. چند ين اشعار وی  نيز به زبان آلمانی  درکتاب شاعران مهاجر در برلين چاپ شده است. کتابهای جديدی بنامهای(مرواريد سياه) گزينه ی اشعار اجتماعی وسياسی و(پروازسرخ تن) گزينه ی اشعار عاشقانه واروتيک به چاپ می رسد. از سال1377هم فعاليتهای نمايشی کوتاه مدرن هنری (پرفرمانس) به نامهای اسطوره ها، چشم خدای زن، بهشت و جهنم ، سايه و نور، يکی در دو جهان، آشتی و نزديکی فرهنگها، فلسفه اروس و نيز نقاشی روی بدن برهنه را در کنار نمايشگاههای نقاشی و شعرخوانی به نوشته و کارگردانی خود ايشان به اجرا درآمده است.

اودرحال حاضرهنر و هنردرمانی را با پروژه ها و ايده های جديد تدريس می کند. يکی از اين پروژه ها به نام ماندالا يعنی دايره، چمدان زندگی با اشعار هايکو و غيره که حدودا از سال 2000 ادامه دارد، که با شعر و صحبت فلسفی هنری، علمی و روانشناسی شروع ميشود، سپس تکنيک های ابزاری و شيوه های مختلف هنر نقاشی و رنگ، و فرم دادن اشياء را در قالب ماندالا و فرمهای ديگر هنری به شرکت کنند گان می آموزد. شرکت کنند گان يا هنرجو يان در اين پروژه ها نه تنها روش هنر نقاشی و فرم دادن خاک و سنگ را در قالب مو ضوعهای مختلف علمی ياد می گيرند، بلکه از نظر روحی و روانی هم آرامش پيدا میکنند و با بحثهای هنری، ادبی و علمی خود شرکت کنند گان در رابطه  با مو ضو ع مربو طه نيز باعث فراگيری همديگر می شوند...

شهلا آقاپور می نويسد:
خلاقيت آثارو اشعار من لحظه هايی ست که از صميميت و پرواز احساس درونی، تفکر و انديشه های فلسفی ی شور زنانگی ام سرچشمه گرفته اند که از سادگی به سادگی رسيده اند، شايد درمعنا و مفهوم کمی سوال برانگيزو پيچيده باشد، اما درعين حال ساده است. چشمها که هسته مرکزی هنر و شعر مراتشکيل می دهند نقشی که متاثر از حساسيت می باشد و بيانگر خرد و حس عاطفه ای که در من بر انگيخته شده و تاثری که بوجود آمده و نيز نيازهای درونی بشر است، همواره در کارهايم  بوضوح  پيداست، رهائی احساسات من ازطر يق ابزار واژه ها، کلمات، خطوط، رنگ ها، خاک و سنگ همانند آيئنه منعکس می شوند. عُنصر خيال، ايماژ ، تجربه و شيفتگی در آثارم جايگاه ويژه ای دارند که بازتابی از واقعيتهای زندگی ست و عشق نيز انگيزه ی تداومو پا يداری کارهای هنری ام ميباشد.
من می خواهم انسان، طبيعت (البته انسان جزو طبيعت است)، شعر و هنر را در هم ادغام کنم و معنایِ فلسفی به آن بدهم همچنانکه انسان نه تنها خلق شده  بلکه خالق خويش هم می باشد..

 

کبوتر ِان آزاد

Shahla Aaghapour
با صدای شهلا آقاپور

هجوم ِِپرهای قلممويم                  
 مو يش،مو يش می مالند
 بر قا بهای طرح ِ گيلاس

شرابی گلنار رنگ ست
 منقار ِ آفرينشم 
برلانه های آرامش ِهنر،

مرغ ِ ذ هن ِ سر کشم
پرواز پرواز می پرد
درقفس فرود نمی آيد

 پشت ِ سايه ی
 شهرت ِ مردان
خميده پنهان نمی شود

شلا له ی سبز ِ بالهايم،
 خويش  اوج ، اوج
به توان ِ بی نهايت
سر  به قله می کشند
و زنان ِ صبح ِ نقره شفاف
همگام،همگام
 زير فراخی  ِپهن ِ با لهاشان
گسترده می گيرند
بلور ِ نحله ی جهان را
به زير ِ پلکهایِ بيدار

اندکی  حنجره ام را
زير باران ِ چشم ِ نقاشی هايم
 خيس می کنم

چون فريا د ِ فشرده ابری
جارمی زنم   آهای  ی ی ی
ستاره ی  روز، شتا بانه بتا ب
که اثر ِ الهام ِ ساحران ِ مهر
رنگين ِ کمان ِ شاهکار م را
در جا ذ به های ذرات ِ  ُرستن ها
 می درخشانند
 و  کبوتران ِ آزاد،
سپيده ی سحر   باز  می آيند...     

ازدفتر مرواريد سياه مای 2007
 

 

عدالتِ  گُمشده  (يک)

آيا می شود
 صدای فاجعه را
با گو شهای  خود  آگاهی
شنيد و چيزی نگفت

 پرهای کنده ی ِ
 نُورس ِ سبززرده ها را
ديد و گريان نشد

 اند يشه ها ی ِ
 پس رفته ی غبارِ تاريخی
 را شاهد بود و دَم نزد

آيا می شود
بازيهای َشياطين ِ بيمارگونه
 را در جَهالتی تلخ،

 تيغ های بُرنده ی دورغ
 را در ترازوی ِ عدالت
 ديد و گذشت

آه  ازاين همه نامُراديها
پرنده ی لرزان ِ قلبم
 به ماتم نشسته ا ست ،

وای ُنوميد مردم  چه کنند
 بی شرمانه فرومی روند
 خارها اينگونه خشمگين

می سوزند در
جهنم ِ آيه ها مُدام

ديگرلبريزند
 قبرستانها
 بيشمار، چنين سنگين
 
گويی می خزند
  در غم ِ فانی،
 آدمها  درهم

می شوند خنجر،
می کوبند بر جان ِ هم

انگار
درآخرين رويای ِ آغاز،

آدمها
ازهيبت ِ نسلِشا ن
می رويَند  مُشت  مُشت
  به شکل ِ خود
 برروی زمين،
بدِن گونه سرگردان

وای
 َدهشت، دَهشت
ويروس ِ قدرت
می تازد
 
می شود بُمب و گلوله
می تو پد درسينه ها

همانندِ ماراژدها يی درکمين،
طعمه می بلعد زنده  زنده 

آه
آ يا می شود
اينچنين ذِلّت بشر
 را در مردابی پير
انباشته  ديد و سکو ت کرد

 گمانم  ره را
اين قافله دار،
  گم کرده است

 گويی  دير گاهی ست
 ُظلماتی عميق درباورها
راکد است

گويی ما را
 گريبانگير شده
 خوابی ضخيم، زهری سياهگين

بايد پادزهری سا خت
بايد  روشن کرد
قطره های خاموش ِ " ندانم" را

کجاست آن يکی
 که درخفای ِ اينچنين
 گِردبادها ی بی َامان
 بی انديشد چاره ا ی ديگر

آه
آ يا می شود
 نخستين گناه ِ انسان را
 بخشيد و
 بارها دگر ديسی کرد

يا  از دريچه ای سبز،
خُشکساری ِ آدمّيت را
نگريست
 و بدين روافروخته
  تَبَسُم کرد
درچاووشی ديگر

آه آيا  می شود...

از کتاب ِ   "مرواريد سياه" 2006

 

 

فاحشه
(اين شعر در رابطه با دختران تن فروش ايران )

  
آی معصوم ِ  آتشقشانِ ِ
درد
آی الهه ی نور،

 ناميدَ ند  تو را فاحشه ...
*
زيرا ،
 شهر ِ  ما
جهنمی است
 که  ا ز قا بِ  پنجره اش
شعله می کشد ستم
*
آه فاحشه،فاحشه ،
می سوزد آفتا ب
 به حا لِ ِ تو،
تو يی که
 هر روز آب می شوی
*
آی ،آی  َتن،
 َتن که  انبا شته
 اززورِ جبرِ  زمان،
 فرو رفته  خنجر
 بر کمر گاهَت

به حراج گذاشته
 مردِ  نا مرد
ران ها ي  ناتوانت ،

می کند  و می فروشد
گو شت های منجمد
در شيشه،
 قامت رنجور را
به سرخی سرخاب ها
*
آه ديگر
آفتاب نمی کند... نگاه،

زخمها ناگزير ند،
ناله ها دربه در،
لحظه ها  بی هد ف ،
*
به حا ل خو اهرانم
می بارنند بی اختـيا ر
 چشمهای خاکستر  آسمان
*
آی فاحشه،فاحشه ،
در سايه زارِ شب ،
هيمه ای انباشته  شده ی  ِ ترس ها يت
 می کو بند سوزنا ک
*
بيشه زار ِ  پوستت
 می بيند خواب ِ جّلاد
*
می وزند شهوت ِ مردان
از  حياط ِ حرم
*
تاب می خوَرد  تَنَت،
پيچ می زند     تنت،
تا صبح،
تا انتهای عبور
*
از فر ياد ِ خا موش ِ  تو
 فرو می  ريزند
خطو ط  ِ شِکم ِ  نامردان...
مردانِ ِ "مو من"
هی مدام ...
*
گدازه های کهنسالِ ِ سالاران
 می بلعند سايه ی  ِله شد ه ات را
  در خلوتِ  ديوار
*
می مِکند شير ِ خون
از پستانهای صورتی ات
*
 پُست می شوند
 به نا کجاها
لبها ی جوانيت
در گرد باد های ِ
 پيچ  در پيچ
 
*
آی فاحشه ،فاحشه
آی کبوترِ لطا فت
آی الهه ی نور،
 می نوشند جرعه ی  نورت را
*
می دانم
 روزی خواهند گرفت
دستهای خسته ات
 پَرو پا ل های ماهتابی را

  روزی خو اهند رقصيد
انگشتا نت در
 ا نگشترا نی از آتش ِ عشق

روزی خوا هيم خواند
 يک صدا
سمفونی ی آزادی را
*
آنگاه
ديگر... انسا ن...
 فروشی نيست
*
آی فاحشه، فاحشه
آی الهه ی نور
می سوزد آفتاب
 به حا لِ ِ تو
تو يی که
  هر روز آب می شوی...

 از دفتر مرواريد سياه 2006


shahla@aghpour.de

www.aghapour.de

 

 

 

 

 

ایران آزاد نشریه فرهنگی علمی سیاسی اینترنتی
iran azad ©2002-2007
هر گونه برداشت یا استفاده از مطالب تنها با ذکر نام ایران آزاد و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

Montag, der 20. November 2017

در خصوص حمايت از اقليت ها
در خصوص
اولويت و ضرورت مبارزات فرهنگي

،آزادي، برابري و جمهوري دمكراتيك
سخن درد و درد سخن
تقاضای پشتيبانی  مالی از ایران آزاد